روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

طی ۱۵ سال اخیر چندین دانشمند و شخصیت مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران در عملیات‌های مختلف ترور شدند. از شهید شهریاری گرفته تا شهید احمدی روشن و این بار در عصر غم انگیز جمعه شهید فخری‌زاده به جمع دوستان شهیدش پیوست. فخری‌زاده از دانشمندان موثر و رده بالای حوزه تحقیقات علمی ایران بود.
او تنها دانشمندی بود که نتانیاهو در یک برنامه از او نام برده بود و رسانه‌های اسرائیلی اعلام کرده بودند که نقشه ترور وی یک بار سال‌های گذشته شکست خورده بود! از این رو این رژیم اشغالگر قدس در کانون توجهات است و از همان ساعات اولیه همان طور که ظریف هم اشاره کرد، پیکان اتهام به سمت صهیونیست هاست.
البته پیچیدگی عملیات و ترور علی رغم حضور محافظین نشان میدهد که این ترور قطعا یک ترور سازمان یافته از نوع تروریسم دولتی است و اسراییل هم تخصص و توانایی چنین تروری را دارد و هم انگیزه آن را.
هر چند بعید به نظر می رسد که ترور اخیر بدون هماهنگی با سیا و شخص ترامپ صورت گرفته باشد، هر چند ممکن است نقش مستقیم در این رابطه نداشته باشد. جالب آن که سازمان ملل رویه خویشتن داری و تقیه به جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد داده و پرسش آن است که اگر چنین اتفاقی برای یک مقام بلند پایه اسراییلی اتفاق میافتاد، باز موضع سازمان ملل چنین می بود!
ترور اخیر را می توان از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داد. این که صهیونیست ها و دولت ترامپ بخواهد با توجه به بالا رفتن امکان مذاکره بعد از بازگشت به برجام، جنایت هایی از این دست را ترتیب دهد تا امکان توافق دور از دسترس شود، زیاد است. نتانیاهو و بخشی از شیوخ منطقه بارها نسبت به پیروزی بایدن و توافقات احتمالی ابراز نگرانی کرده بودند و سفر اخیر نتانیاهو به ریاض را میتوان در همین راستا تفسیر کرد.
اما نکته ای که نبایستی مغفول بماند، لزوم اتحاد و همبستگی داخلی است که متاسفانه بعد از ترور اخیر تحت الشعاع قرار گرفته است. یکی از درخشان ترین اتفاقات بعد از شهادت حاج قاسم، اتحاد و یکپارچگی در میان همه آحاد ملت بود و اجازه ندهیم تا این جنایت اسباب تفرقه شود و بلکه بایستی بر همبستگی و اتفاق نظر ما در مقابله با دشمن تا دهان مسلح بیافزاید. تخطئه وزیر اطلاعات که اخیرا در فضای مجازی از سوی برخی جریان ها شاهد بودیم، جالب به نظر نمی رسد. هر چند قصور نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در رابطه با این ترور قابل لمس است، اما شرط انصاف آن است که امنیت فعلی را مدیون نهادهای امنیتی بدانیم.
به هرحال ترور این شخصیت علمی را میتوان در راستای ایجاد تشنج و بن بست در روابط ایران و آمریکا و به صفر رساندن امکان توافق و البته وادار ساختن ایران برای واکنشی باشد که شاید پیراهن عثمان شود. اما به هر ترتیب حق پاسخگویی و انتقام همانطور که شخصیت های نظامی و سیاسی هم در این یکی دو روز به آن اشاره کردند، محفوظ است و پاسخ مقتضی خواسته همه ایرانیان است، اما با حفظ اتحاد و پرهیز از تفرقه و البته با لحاظ شرایط موجود. رفتارهای تحریک کننده اسراییل به جز نهادهای امنیتی و نظامی از سوی افکار عمومی هم دنبال می شود و پاسخی به همان اندازه و همان کیفیت می طلبد.