#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

اگر بخواهد باز سودای کاندیداتوری در سر بپروراند، بی شک رکورد حضور در انتخابات را خواهد زد و در این فقره از محسن رضایی پیشی خواهد گرفت.
او که سه بار بخت خود را در انتخابات ریاست جمهوری امتحان کرده، گویا در این آوردگاه خستگی و نومیدی نمی شناسد و سریال آزمون و خطای قالیباف با فراخوانی که اخیرا صادر کرد، ادامه دار خواهد بود. شهردار پر حاشیه پایتخت که در انتخابات ۸۴ با حضور چهره های مطرحی چون مرحوم هاشمی و کروبی و البته پدیده نوظهور و عجیب و غریب احمدی نژاد اقبالی برای موفقیت نداشت، در انتخابات ۹۲ اسیر بازیخوانی و موقعیت شناسی و البته استفاده صحیح روحانی از کلمات در مناظرات شد، و گرنه از بخت های مسلم رای آوری بود. فرمانده سابق نیروی انتظامی که در عرصه کاندیداتوری خستگی نمی شناسد چهار سال بعد هم پا به عرصه رقابت گذاشت و با توجه به شرایط رکود اقتصادی حاکم بر جامعه سعی می کرد تا روش روحانی را برای خودش پیاده کند و به ابداع کلید واژه دولت ۴ درصدی ها همت گمارد. او حتی به همین مقدار کفایت نکرد و به تاسی از محمود سیاست بگم بگم را با علم کردن سند ملکی منزل شخصی رییس جمهور به راه انداخت!
غافل از آن که وی به جای یافتن رقیب در جناح مقابل بایستی فکری به رقبای هم مسلک و هم جناحی خود می کرد و نهایتا با اجماعی که در جمنا روی ابراهیم رئیسی وجود داشت، عطای ادامه رقابت را به لقایش بخشید و به نفع وی کنار کشید. هر چند با توجه به میزان رای رئیسی، برخی از کارشناسان مسائل سیاسی معتقد بودند که اگر وی به جای رییس فعلی دستگاه قضایی حضور می داشت، انتخابات دو مرحله ای می شد و درصد احتمال موفقیت به شدت بالا می رفت.
خود وی از آن چه در این مرحله انجام داد، رضایت چندانی نداشت و بعدها همین دلگیری از جریان اصولگرایی و مجموعه جمنا باعث شد تا به جای ایفای نقش بازیگر در این جناح با ابداع برخی واژه های جدید در فلسفه سیاسی ایران از جمله نواصولگرایی از موقعیت بازیگری به کارگردانی شیفت موقعیت دهد. در اصل وی پس از پایان حرف و حدیث های انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، با مطرح کردن نواصولگرایی و تمرکز بر جوانان، رویکرد انتقادی خود نسبت به جریان اصولگرایی را آشکار کرد!
گذشت تا این که وی چند روز پیش و در اقدامی تقریبا پیش بینی نشده و در شرایطی که زمستان امسال انتخابات مجلس یازدهم را پیش رو داریم، با انتشار یک پیام ویدئویی که خطابش همچون یک سال و نیم گذشته به جوانان بود، دست به نوعی فراخوان انتخاباتی زد تا خبر از ادامه فعالیت در موقعیت جدید دهد.
ناامیدی قالیباف از بزرگان اصولگرایی او را به سمت جوانان سوق داده است و او حالا از جوانان برای حضور در انتخابات دعوت کرده است، هر چند با توجه به سابقه وی معلوم نیست که میزان استقبال از این فراخوان و لبیک به سردار سابق تا چه حد خواهد بود. در روزهایی که جریان اصلاح طلبی در خواب غفلت غنوده، شرایط برای اصولگرایان هم گل و بلبل نیست. در گوشی های یواشکی از انشقاق در درون این جریان خبر می دهد و فراخوان اخیر مهر تاییدی بر همین ادعاست.
همچنان که در برهه ای جریان راست و چپ برای ادامه حیات سیاسی به سنتی و مدرن تقسیم شد، شاید چنین آینده ای برای دو جریان اصلی کشور هم قابل تصور باشد. هر چند در اردوگاه اصلاح طلبان هنوز شب است! اما برخی رجال جریان مقابل از جمله قالیباف که به زعم خود نوبتی هم که باشد، انتخابات پیش رو را نوبت جولان خود میدانند، شاید زودتر از اصلاح طلبان به فکر تقسیم قوا باشند.
چهره های نو شاید همان کلیدواژه ای باشد که خوشایند بزرگان اصولگرایی نیست، اما قالیباف بر آن تاکید دارد و حالا او پس از دو سال از انتشار نامه اول خود، جوانان را برای حضور در انتخابات دعوت می کند تا اولین نفری در جریان اصولگرایی باشد که به صورت جدی به موضوع انتخابات ورود کرده است. قالیباف هم چنان در جریان اصولگرایی می گنجد، اما با انتقاد از این جریان، می خواهد راهی نو با چهره های نویی را شروع کند!
در ساعات و روزهای گذشته هنوز واکنشی به این فراخوان از سوی بزرگان این جریان صورت نگرفته و مشخص نیست به چه میزان از این اقدام حمایت خواهند کرد. او به جای بزرگان این جریان سراغ جوانان رفته و قصد دارد تا از نمد جوانان کلافی برای خود ببافد! اما پرسش های مهم و اساسی در این خصوص مطرح است که شاید مرور زمان ما را به پاسخ آنها برساند، از جمله این که نواصولگرایی چیست و جوانان چقدر قالیباف را جدی می گیرند!