طبق نظر روانشناسی بخش عمدهٔ از ویژگی‌های شخصیتی انسان قبل از ۷ سالگی یا همان کودکی شکل می‌گیرد و بقیه عملکرد‌های دوره‌های زندگی آن برگرفته از دوران کودکی است.

در هفت سال اول نیاز کودک به ارزشمند شمردن و اهمیت دادن لازم و ضروری است و هرچه احساس ارزشمندی در این دوره بهتر درک شود در دوره نوجوانی، فرزندی مطیع و آماده خدمت را خواهیم داشت، اما انتقال حس ارزشمندی در تمام کنش‌های ما با کودکانمان زمانی معنا پیدا می کنند که ما بتوانیم ابعاد مهم کودکانمان را بشناسیم.

بُعد عاطفی

در این دوران کودک به‌شدت به محبت و در تأمین نیاز‌های عاطفی اش به والدین اش محتاج است و این موضوع تا دوسالگی برای رشد ذهنی کودک ضروری است؛ مادر باید کاملاً در کنار فرزندش باشد، او را در آغوش بگیرد و نیاز‌های زیستی و عاطفی‌اش را رفع کند.

لازم به ذکر است که وقتی فردی که به‌شدت برای ما مهم و ارزشمند است در حالت پریشانی و گریه‌اش بی‌توجهی نمی‌کنیم پس سعی کنید حتی اگر با دلیل موجهی گریه می‌کند فرزندتان طرد نکنید او باید بداند همیشه و بی‌قید وشرط از سوی پدر و مادر دوست داشته می‌شود، مورد احترام قرار می‌گیرد، دیدگاهی به او تحمیل نمی‌شود و می‌تواند از خود دفاع کند. بدین گونه، مسئولیت‌پذیری به او آموزش داده می‌شود و نیروی تصمیم‌گیری و استدلال در او قوت می‌گیرد.

بُعد رفتاری

احساس ارزشمندی در بعد رفتاری به این معنی نیست که هر کاری برایش مضر است انجام دهد. خیر! کدام آدم مهم زندگی‌تان را می‌شناسید که بخواهد راه اشتباهی برود و شما به دلیل ارزشمند بودنش اورا رها کنید؟ گاهی به او امر و نهی می‌کنید و باید و نباید‌ها را متذکر می‌شوید و راه را نشان می‌دهید، اما همه این کار‌ها با رعایت احترام و تجلیل انجام می‌دهید.

گستردگی احساس مسئولیت و احساس اینکه همه در خدمت کودک هستند به او جرات تصمیم‌گیری و حس اعتماد به محیط را می‌دهد. دور ماندن کودک از تحقیر شدن، به رشد بهتر ذهنی، عاطفی و عقلی آنان کمک می‌کند و شکوفاییِ شخصیتیِ بهتری می یابند.

بُعد شناختی

ما موظفیم نظم و قانون را به کودکانمان آموزش دهیم، قوانین را ساده و به روشنیِ روز به زبان آوردن، و به‌ دور از غر زدن و سرکوفت بیان کنیم و اگر می‌خواهیم پیام‌های سازنده و آموزشی، به‌ خوبی در مغز کودکانمان پردازش شود، چشمه زلال ذهن کودک را آلوده به خار و خاشاک نکنیم.

کودکان با داشتن قوانین و چارچوب‌های معین، به‌ آسانی می‌توانند با محیط ارتباط مناسب برقرار کنند.

یادمان باشد کودک جهان پیرامونش را به‌ وسیله ما می‌شناسد پس اولأ بدون آموزش، نباید چشمداشت گزینش رفتار درست از سوی کودکان را داشته باشیم و ثانیا قوانین گفته شده به کودک باید در کمال احترام و محبت و به دور از ترس و تحقیر باشد تا شناخت کودک از محیط اجتماعی و قوانین حاکم برگرفته از سلامت و امنیت باشد.

زمانی می توانیم کودک سالم داشته باشیم که ما والدین باهم تفاهم داشته باشیم و دریک مسیر تربیتی درست قدم برداریم واین را بدانیم که همیشه زیر ذره بین کودکانمان قرار داریم و هرگونه که رفتار بکنیم آنها از ما یاد می گیرند.

  • نویسنده : فاطمه آریانژاد