او بیشترین سهم را در گرمی تنور انتخابات مجلس دهم و دو دوره ریاست جمهوری دهم و یازدهم دارد.
جمله معروف تکرار میکنم خیلی ها را پای صندوق کشاند و برخی بی صبرانه منتظر واکنش او نسبت به حوادث روزهای اخیر و اعتراضات بنزینی در کشور بودند. اما معتقدیم که چنین انتظاراتی از جریان اصلاح طلبی و لیدر اصلی این جریان تا حدود زیادی نابجاست!
در اعتراضات اخیر نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان هیچ یک به موضع واحدی در این باره نرسیده اند و اختلاف دیدگاه های فراوانی در هر دو گروه وجود دارد. اما در میان اصلاح طلبان این اختلاف دیدگاه ها بارزتر و مشهودتر است، گویی این جناح همان گونه که در مذاکرات انتخاباتی این چند وقت اخیر دچار شکاف عمیق شده در تحلیل وقایع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز از چنین شکافی رنج می برد.
بیانیه حزب اتحاد ملت فاقد آیتم های لازم برای متقاعد کردن افکار عمومی است و ایضا نامه نسبتا تند گروه ۷۷! حتی بیانیه های ناقصی از این دست باز نظر همه گروه های سیاسی منتسب به اصلاحات نیست و حزب کارگزاران از این بیانیه اعلام برائت کرده است. سازندگی رسانه جریان کارگزاران هم به تبع همین دیدگاه ها در روزهای اخیر و حتی در کوران اعتراضات با تیترهای جنجالی نه تنها حمایتی از خواسته مردم نداشت، بلکه این اعتراضات را هزینه جراحی نامید، لیلاز این تصمیم را خیر مطلق خواند و زیبا کلام از جام زهر سخن گفت و جلایی پور از ضرورت واقعی شدن نرخ بنزین!
در واقع سردمداران جریان اصلاح طلبی به دو شکل مشخص به تحلیل این تصمیم و اتفاقات بعد از آن پرداختند. امثال خاتمی مثل همیشه کنج عزلت پیشه کردند و رای به سکوت دادند و تئوریسین های دست به قلم این جریان به حمایت تمام و کمال از این تصمیم پرداختند. فراکسیون امید مجلس بهر تماشای جهان آمده و آبی از دیگش گرم نمی شود.
با ترسیم چنین شرایطی یک نکته بسیار حیاتی و مهم نباید فراموش شود. جریان اصولگرایی دغدغه رای ندارد و آرا انتخاباتی اش ایدئولوژیکی و همیشگی است.
اما جریان اصلاح طلبی سرنوشتی دیگر دارد. این جریان برای موفقیت در عرصه سیاسی کشور و انتخابات به عنوان نماد دموکراسی نیاز به آرایی دارد که متغیر، پرسشگر و مطالبه گر است.
خاتمی و رهروانش در جریان حوادث دی ماه ۹۶ واکنشی مشابه داشتند، یعنی سکوت کردند و به تماشا نشستند. برخی معتقدند که خاتمی بر خلاف احمدی نژاد شخصیتی جنجالی ندارد و تا میتواند از حاشیه فاصله می گیرد.
اما این منطق اشتباه است از آن جهت که دولت حسن روحانی جز با حمایت های صریح وی و این جریان نمی توانست به مسند قدرت اجرایی تکیه زند و افکار عمومی انتظار داشتند که خاتمی پاسدار رای خرداد ۹۲ و اردیبهشت ۹۶ باشد.
اگر او از ابتدا سکوت میکرد و در جریان انتخابات هم موضعی اتخاذ نمی کرد، رفتار امروز او قابل درک بود ولی امروز داستان به شکل دیگری است. گویا او نیز به تاسی از برخی رجال سیاسی در حمایت از آ شیخ حسن چک سفید امضا کرده و لذا باید به او یادآور شد که شتر سواری دولا دولا نمی شود! این نمیشود که در موسم انتخابات سیاسی شود و در بزنگاه مطالبه عزلت نشین! دیگر کسی از او انتظار واکنش ندارد، دیگر کسی منتظر اظهار نظر او نخواهد بود، اما اقلا برای حفظ اندک وجاهت سیاسی خود هم که شده لطفا دیگر از کسی حمایت نکند و تکرار نکند. اگر میخواهد متوجه تنزل جایگاه سیاسی و اجتماعی اش شود در اسفند ۹۸ هم تکرار کند، نتیجه این تکرار او را متوجه بحران مشروعیت خود خواهد کرد.
کسی از کارگزارانی ها انتظار معجزه نداشت، این جریان در حوزه سیاسی به شدت اصولگرا و در حوزه اقتصاد رویکرد کاپیتالیستی دارد. اطلاق اصلاح طلب به آنها ظلم در حق این واژه است اما داستان خاتمی متفاوت بود. اصلاح طلبان و در راس آن خاتمی در طول همه این سالها با سرعتی قابل توجه از خواسته های عمومی و اندیشه های نسل های جدید فاصله گرفتند و با حوادث آذر ۹۸ و سکوت فاصله خود با مردم را به شدت افزایش دادند. شاید دیگر مجالی برای قرابت گذشته پیش نیاید و لذا از همین حالا می توان پایان جریان اصلاح طلبی را اعلام کرد. ساختار سیاسی و اجتماعی در کشور با سرعتی قابل توجه به سمت حذف این جریان میرود.