#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

وزیر ورزش و جوانان درباره خصوصی شدن و وارد شدن دو باشگاه فوتبال پرسپولیس و استقلال به ساز و کار واگذاری گفت: در حال برنامهریزی هستیم و امیداریم تا پایان سال مجوز واگذاری دو باشگاه استقلال و پرسپولیس را بگیریم!
سریال واگذاری دو باشگاه قدیمی و پر طرفدار پایتخت چیزی شبیه سریال های ترکیه ای است که گاهی به هزار قسمت هم می رسند. با روی کار آمدن دولت حسن روحانی در سال ۹۲ یک سلسله اقدامات نمایشی با هدف کش دادن موضوع با برگزاری جلسات متعدد آغاز شد و کار تا جایی پیش رفت که گاه پیشکسوتان باشگاه را در مقابل هم قرار داد و نهایتا خادم که مسئول این گردهمایی های نمادین بود، زمانی که متوجه شد این کار نشدنی است عطای ماندن را به لقایش بخشید و داستان در آن بازه تاریخی و در همان مرحله کشمکش مسکوت ماند تا این که دوباره وزیر محترم بحث واگذاری آن را پیش کشید. البته امید های فراوانی برای تحقق این امر بعد از آغاز به کار دولت تدبیر و امید می رفت از آن جایی که احساس می شد دولت مستقر دیگر برخی ملاحظات غیر معمول امنیتی را برنتابد و رای به واگذاری این دو باشگاه دهد.
دو باشگاه پرسپولیس و استقلال که طبق برآوردهای غیر رسمی بیش از نصف جمعیت کشور را به عنوان هوادار کنار خود می بینند، به عنوان یک پتانسیل ورزشی و اجتماعی و البته اقتصادی سال هاست که وبال گردن بیت المال شده اند و در کنار مخارج سنگین تیم داری هر از گاهی دولت ها مجبورند تا مبالغ کلانی را به عنوان جرایم مالی به نهادهای بین المللی فوتبالی و بازیکنان و مربیان خارجی بپردازند که همه این اشتباهات در سایه تغییرات مدیریتی سالانه و گاه ماهانه در این دو باشگاه صورت می گیرد. همه ما شاهد بودیم که تیم پرسپولیس با نایب قهرمانی در آسیا رقم بسیار کلانی را به عنوان پاداش دریافت خواهد کرد که در این اوضاع بی ریخت مالی کشور و وضعیت اسفبار ارزهای خارجی اتفاق بزرگی است. تصور کنید که اگر استباهات مدیریتی نمی بود و پنجره انتقال بازیکنان این تیم بسته نمی شد و برانکو در بازی فینال نیمکت قدرتمندتری می داشت، این رقم دوبرابر می شد! در واقع بایستی این دو باشگاه را به عنوان یک سرمایه عظیم اقتصادی و اجتماعی شناخت که متاسفانه در همه این مدت جز خسارت و ضرر مالی عایدی برای دولت نداشته است. بی شک تیم داری دولت از عجایب آخر الزمانی است که شما فقط در معدودی از کشورها می توانید سراغش را بگیرید و متاسفانه ما جزو آن معدودانیم!
خوب است نظر دولت را به داستان واگذاری تراکتور سازی تبریز متوجه کنیم. این تیم امسال و در یک حرکت بزرگ و عاقلانه به بخش خصوصی واگذار شد و امروز دیگر یک تیم نظامی محسوب نمی شود! هزینه های سربار آن از سر وا شده و دیر نیست که شاهد اتفاقات بزرگ اقتصادی و فرهنگی آن در سطح شهر و استان باشیم. امروز دیگر کاستی های تیم به گردن دولت نیست و اگر کمبودی هم باشد تماشاگر و هوادار سراغی از دولت نمی گیرد و با وجود گذشت یک نیم فصل از لیگ جدید مورد خاص امنیتی هم نبوده تا واگذاری را تحت الشعاع قرار دهد. مسئولان دولتی علی رغم وجود چنین نمونه های موفقی باز در واگذاری دو باشگاه فوق و البته همه تیم های ورزشی دنبال وقت کشی هستند و تاملات بی مورد دارند! وزیر محترم از اخذ مجوز این واگذاری تا پایان سال سخن گفته! مگر نه این است که این دو باشگاه را متولی همان وزارت ورزش و جوانان است؟ جناب وزیر قرار است مجوز را از کدام نهاد یا سازمان اخذ نماید؟ در این شرایط حساس مالی دولت موظف است از بار مالی خود و هزینه های بی مورد بکاهد! هزینه کردن برای این دو باشگاه جزو هزینه های بی موردی است که در راستای خود پدر پنداری دولت ها عاید شده و تسریع در روند واگذاری آن ها می تواند مانع از ریخت و پاش های آن چنانی شود. البته داستان مجموعه های ورزشی دولتی هم جزو همین پروژه است. بی شک بخش خصوصی بهتر از دولت می تواند چنین مجموعه هایی را مدیریت و باز سازی نماید. اما سیاست های اشتباه و تصورات نادرست دولت ها از اقتصاد جهان و ایران باعث شده است تا دولت در هر سوراخی موش بدواند و اگر نبود تاکید بر اجرای اصل ۴۴ چه بسا برای سیگار فروشی سر چهارراه ها هم دولتها دندان تیز می کردند!