روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

سال ۹۸ را باید یکی از کم سابقه ترین سال های این چند دهه به جهت اتفاقات رخ داده در آن دانست. سالی که با سیل وحشتناک نوروزی آغاز شد و با شیوع ویروس منحوس کرونا به پایان رسید.
اما در میان همه این حوادث ریزو درشت غائله بنزین بیش از همه خاطر افکار عمومی را رنجانده است. ۲۴ آبان ماه سال گذشته و یک شبیخون اقتصادی و بدون اعلام قبلی ناگهان قیمت بنزین از لیتری هزار تومان به سه هزار تومان رسید و البته دو نرخی شد. افزايش نرخ بنزين آن هم بدون اعلام قبلی اعتراضات گسترده را در سطح افکار عمومی به دنبال داشت. اعتراضاتی که غلو نیست اگر آن را یکی از بزرگترین اعتراضات در دهه های اخیر بدانیم! معترضان عصبانی از این تصمیم شبانه به خیابان ها آمدند و اتفاقات بعد از آن که جای بسی افسوس و پشیمانی داشت.
حال در سالگرد این اعتراضات و با توجه به آرام شدن فضای اجتماعی و سیاسی بهتر میتوان این مسئله را مورد بررسی و تحلیل قرار داد. این حوادث و نحوه برخورد با آن از همان لحظه اتخاذ تصمیم دارای ایرادات ساختاری بود. ایراداتی که کمتر کسی در فضای متشنج و هیجانی آن روزها به آن پرداخت. قطعا و طبق رای صریح قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی تنها مرجع قانونی و رسمی در کشور است. اما نکته جالب این تصمیم آن بود که در مرجعی به غیر این نهاد منظور شده در قانون اتخاذ گردیده بود، جلسه سران قوا ! جلسه ای که اقلا دو عضو از سه عضو آن حقوقدان هستند و اقلتر عزیزی از آن جمع که امروز سکاندار دستگاه اجرایی کشور است، به صراحت اعلام کرد که حقوقدان است و سرهنگ نیست!
اما حوادث آبان ۹۸ و دی ماه ۹۶ و ادبیات جنابشان نشان داد که اگر پایش بیافتد از
سرهنگ ها هم سرهنگ تر است! او داستان بنزین و اعتراضات بعدی را در سفر به تبریز به سخره گرفت و ناگهان گل آقا شد. آن جا که گفت خود صبح جمعه از افزایش قیمت بنزین آگاه شده است! و این در حالی است که همین حقوقدان بایستی متوجه میبود که یک قانون بایستی پانزده روز قبل از اجرا و طبق قوانین مدنی و جاری کشور به اطلاع عموم می رسید. در فقره مصوبه افزایش قیمت بنزین نه تنها چنین اتفاقی رخ نداد، بلکه متولی این افزایش قیمت هم با طنزی تلخ مدعی شد که خودش فردای بعد از شبیخون متوجه اجرای چنین تصمیمی شده است.
امری که میتوانست بسیار راحت تر رخ دهد و با یک آمادگی ذهنی قبلی و توجیح افکار عمومی همراه باشد، خسارت های اجتماعی و سیاسی بزرگی به همراه داشت که لبخند تلخ رییس دولت بنفش آن را تلخ تر کرد. این تصمیم و متولی آن نهادی انتخابی بود که دو سال قبل با انتخاب همین مردم به مسند قدرت رسیده بود و همین موضوع کام را تلخ تر می کرد. برخورد وزارت کشور دولت تدبیر و امید گاز انبری بود و خسارت های مالی برجای مانده ازیک تصمیم نادرست و مدت ها بر پیکره اقتصادی کشور سنگینی می کرد.
زمانی که مردم امیدشان از دولت بریده شد،
نگاه ها به سمت مجلس رفت تا شاید نمایندگان بتوانند تدبیری بیاندیشند و این نگاه هم به یاس تبدیل شد چون اساسا مجلس در فقره فوق کارهای نبود و به اندازهای مستاصل شد که حتی
تلاش های برخی نمایندگان برای استیضاح رحمانی فضلی وزیر دائمی کشور راه به جایی نبرد.
حوادث آبان تلخ و در نوع خود بی سابقه بود، بار سنگین روانی حاصل از این رخداد همچنان بر دوش دولت روحانی سنگینی می کند و یکی از آبشخورهای شکاف وحشتناک ایجاد شده بین دولت و ملت همین حوادث آبان است. تیم اقتصادی توجیهی برای این طرح در جهت اقناع افکار عمومی نداشت و رییس دولت هم تا آخرین لحظات دست از تهدید معترضین بر نداشت و از دوربین هایی صحبت کرد که بانیان ترافیک را به تصویر می کشد! او هم چنان از اتفاقات تلخ یک روز دیرتر آگاه میشود و از این خصیصه به خود مفتخر است.
او انتخاب مردم بود و در این اتفاق بزرگ مردم را همراهی نکرد و همه عوارض این حادثه دلخراش بر روی شانه های این بزرگوار سنگینی میکند از آن روی که نحوه تصمیم گیری در این رابطه از بن اشتباه و نحوه اعلام آن اشتباه تر بود. اوکه خود در همان اوایل کاربساط بنزین دو نرخی را جمع کرده بود، مجددا در مقام احیای آن بر آمد.