روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

امروزه و در این شرایط بغرنج کمتر کسی را میتوان یافت که بزرگترین چالش کشور را مشکلات اقتصادی نداند. اما در این میان برخی چالش های
حاشیه ای تعمدا یا سهوا سعی در ایجاد انحراف در خواست عمومی دارد.
ده روز اخیر نکته اوج این حواشی تاسف آور بود و اتفاقاتی که افکار عمومی را جریحه دار کرده و ایضا بر بار روانی جامعه افزوده است. دو شهر ایران، شاهد دو واقعه تلخ بود.
ضرب و شتم دختری در آبادان و رفتار خشن پلیس در مشهد با مردی ۲۸ ساله که به گفته خانواده او منجر به مرگ او شد!
اتفاقاتی که باعث شد در روزهای گذشته هشتگهای دختر آبادان و پسر مشهد در فضای مجازی داغ شود و کاربران نسبت به این اتفاقات اعتراض کنند.
تصاویری از صورت خون آلود زنی جوان که چند نفر دوره اش کرده اند و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، در فضای مجازی منتشر شد. دختر جوانی که ماموری پاهایش را روی سینه او قرار داده بود و با دستانش بدن دختر زخمی را کند و کاو می کرد!
نهایتا این دختر جوان طبق انتظار شطرنجی می شود و اعلام میشود که تحت درمان روانی است. گو اینکه هر کسی که تحت درمان روانی باشد، مستحق چنین سرنوشتی است.
به فاصله چند روز این بار در مشهد ویدئویی حاکی از برخورد خشونت آمیز پلیس با یک جوان دارد و و خانواده او مدعی هستند پزشکی قانونی دلیل مرگ او را تلویحا استنشاق بیش از حد اسپری فلفل که پلیس به صورت او زده، عنوان کرده است!
نکته جالب این ویدئو تماشای توام با لبخند حاضران در صحنه است که بر تالمات می افزاید، چنان که گویی خشونت در ملاعام دیگر برای مردم هم عادی شده است!
از طرفی خبر پوشاندن تصویر بانوان از روی سنگ قبرهای آرامگاه شهر رویان به صورت خودسرانه و بدون اطلاع دادن به خانواده های این درگذشتگان سبب نارضایتی و انتقادهای تعدادی از شهروندان این شهر شده است!
با این اوصاف آیا این حق برای دغدغه مندان وجود دارد که بپرسند اینجا چه خبر است؟ در روزگاری که گرانی افسار گسیخته و رکود دیگر نایی برای زندگی برای خیل کثیری باقی نگذاشته، این قبیل اتفاقات چه معنایی دارد؟
ما همچنان که در روزهای گذشته گزارش مغرضانه بی بی سی را در مورد اوباش گردانی نقد و در مقام حمایت از نیروی پلیس برآمدیم، این حق را داریم که از بابت اتفاق مشهد بر پلیس خرده بگیریم و از در انتقاد بر آییم و مذمتش کنیم. نه صرفا از آن جهت که سلب حیات نموده بلکه از آن روی که عملکرد این نهاد به پای نظام نوشته می شود و تصویری خشن ار جامعه ایران در افکار عمومی دنیا نشان می دهد.
به راستی چرا برخی این حق را به خود
می دهند که چنین خشونت بورزند و در روز روشن و جلوی چندین دوربین و با علم به اینکه به آنی از ثانیه این برخورد در همه جا دیده خواهد شد، دست به چنین رفتارهایی
می زنند!؟ انتظار عموم این است که با متخلفین برخوردهای قانونی صورت گیرد تا شاهد تکرار چنین وقایعی نباشیم.
از این جهت که روان عمومی را می آزارد و در این شرایط سخت اقتصادی بار مضاعف روانی است و از سویی جز به ارائه تصویری باژگونه از جامعه ایران و مخدوش کردن چهره نظام نخواهد انجامید.