چندی قبل خبری نگران کننده در رابطه با ویروس کرونا در رسانه ها منتشر گردید که بر حجم بار روانی حاصل از شیوع کرونا افزود. خبر حاکی از شیوع کرونای جهش یافته یا همان کرونای انگلیسی بود که مواردی از ابتلای آن در ایران هم گزارش شد.
اخیرا با تدابیری که از سوی ستاد کرونا اتخاذ گردید، آمار فوتی های روزانه در کل کشور که به عدد ۶۰۰ نزدیک شده بود، به صورت قابل ملاحظه ای کاهش یافت و در برخی مناطق وضعیت شیوع به حالت سفید درآمد. متعاقب آن خبر ورود واکسن کرونا هم در نوع خود خوشحال کننده و موجی از امید در جامعه ایجاد کرد. اما این دلخوشی ها زیاد دوام نیاورد که شیوع این بیماری مجددا سیر صعودی به خود گرفته است، تا جایی که در مناطق جنوبی کشور وضعیت به شدت نگران کننده و اعلام وضعیت قرمز شده است.
اولین روز کاری هفته در هیئت دولت با سخنان رییس جمهور در مورد آغاز موج چهارم آغاز شد! و پی آمد آن نمکی هم از خبر شیوع جدی کرونا در کشور بخصوص در استان های جنوبی خبر داد! این اخبار در حالی منتشر می شود که با توجه به عادی شدن وضعیت استان ما عملا شرایط قرنطینه نادیده گرفته شده و تقریبا زندگی به شرایط عادی بازگشته است. با توجه به اینکه کرونای جهش یافته طبق نظر پزشکان عملا امکان درمان ندارد و شیوع آن عواقب جبران ناپذیری به وجود خواهد آورد، موج نگرانی مضاعف است. از سویی در استان های جنوبی هم همانطور که اشاره شد میزان شیوع نگران کننده است. با این اوصاف نشستن و دست روی دست گذاشتن می تواند عواقبی به دنبال داشته باشد که جمع کردن آن به این راحتی ها نباشد.
هر چند طبق اظهار نظرهای مکرر مقامات عالی استان، تصویب و اجرای طرح های کنترل کننده و ایزوله کردن شهر عملا باید طبق مصوبه ستاد کرونای کشور و هیئت دولت، صورت گیرد. اما مقام عالی استان و نهادهای تصمیم گیرنده بایستی از حداکثر توان اجرایی خود در این رابطه استفاده کنند. اگر لازم به سروکله زدن با مقامات بالا و گرفتن مجوزهایی بالاتر از حیطه وظایف است نباید در این رابطه درنگ کرد. لازم باشد دروازه های شهر را بست، نباید ساعتی به تعویق انداخت، ورود و خروج از استانهایی را که شیوع این ویروس در آن ها مشاهده شده، ممنوع اعلام کنید.
مردم این روزها به حد کافی زیر بار مشکلات اقتصادی و بار روانی حاصل از شیوع کرونا کمر خم کرده اند، این روزها و در سالگرد شیوع کرونا و در ایامی که زمان زیادی به عید نوروز نمانده، یک اشتباه حتی سهوی می تواند کلی خانوار را داغدار کند و افکار عمومی را برنجاند.
وقتی راهپیمایی مهمی مثل ۲۲ بهمن به دلیل رعایت شرایط کرونایی لغو می شود، لغو سفرهای استانی کار چندان سختی نخواهد بود. البته شایسته بود تا ستاد ملی کرونا با در نظر گرفتن این ملاحظات در این رابطه پیشقدم شود و تا کار از کار نگذشته، سفرهای استانی را لغو کند. اگر این دغدغه مندی و درک ضروریات از سوی مرکز لحاظ نشده، دلیلی بر این نیست که مقامات عالی استان هم چنین احتمالی را در مورد آذربایجان شرقی تکرار کنند. وقتی قرار است شهروندان چون برگ خزان بریزند، اعمال محدودیت های حداکثری ضرورتی غیر قابل کتمان است. عید مردم زمانی است که در کنار عزیزانشان باشد، لذا ممانعت از سفرهای استانی و دید و بازدید حکم ضرورت است و نباید تاخیری در صدور دستور آن صورت گیرد. شاید همین حالا هم دیر شده باشد، کمی بجنبیم.