روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

محمود احمدی نژاد اخیرا با رادیو اروپای آزاد یا همان رادیو فردا مصاحبه ای جنجالی و بحث برانگیز داشته است. این گفتگو و آن چه مرد کاپشن پوش دولت رفاه بر زبان آورد نقدهایی را در بستر سیاسی جامعه و نزد رجال سیاسی به دبنال داشته است.
البته آن چه محمود بر زبان آورد و اقدام به مصاحبه با یک رسانه معاند به همین نقدهای روزمره منتهی نشد و زمزمه هایی مبنی بر اخراج او از مجمع تشخیص مصلحت به گوش میرسد. تا جایی که قدیری ابیانه، فعال سیاسی اصولگرا معتقد است از آن جایی که هیچ مقام
حکومتی ای مجاز به مصاحبه با رسانه های فارسی زبان بیگانه نیست، اقداماتی از این دست تعمدا صورت می گیرد تا از مجمع تشخیص مصلحت نظام اخراج شود و پس از آن در پی مظلوم نمایی و کارهای عوامفریبانه برود و به زعم خودش بتواند خود را در نزد مردم مطرح کند!
اما با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری نه پرداختن به رفتارهای رییس جمهور سابق که تحلیل او و شرایط انتخابات سالهای ۸۴ و ۸۸ برای رسیدن به یک راهکار مناسب در رابطه با ۱۴۰۰ خالی از لطف نیست. افکار عمومی او را به همین رفتارهای عجیب و غریبش می شناسند، چه زمانی که رییس جمهور بود و محبوب قلوب اصولگرایان و چه زمانی که طرد شد و مغضوبشان! چه زمانی که درآمدهای سرشار نفتی را صرف پخش سیب زمینی در روستاها کرد و چه زمانی که خانه نشینی پیشه کرد. از این رو مصاحبه او با رادیو فردا و یا هر رسانه فارسی زبان دیگر جای تعجب نیست و از منظر افکار عمومی اگر احمدی نژاد چنین نکند، باید تعجب کرد.
اما پاسخ های او یا به تعبیر سادهتر فرافکنی و در مقام تطهیر برآمدنش محل بحث است. احمدی نژاد خود را از اتفاقات رخ داده در دوران ریاست جمهوریاش تبرئه کرد. او تاکید کرد که مخالف حصر و زندان منتقدانش بوده است. او همچنین تلاش کرد چهره ای صلح طلب از خود به نمایش بگذارد. او حتی زیر بار فیلتر شدن توئیتر و فیسبوک در زمان ریاست جمهوری اش نرفت. و حال پرسش آن است که چرا در قبال چنین رفتارهایی که مخالفش بوده، موضع گیری نکرده است؟ نکند او در چهار سال اول او فقط نقش رییس جمهور را بازی کرده است؟ البته او مواضعش در قبال مسائل روز دوران ریاست جمهوریاش را فراموش کرده است.
بدیهی است که برای ماندن در کورس
رقابت های سیاسی آلزایمر گرفته باشد اما افکار عمومی او را خوب به یاد دارند. اما مطلب
مهم تر در خصوص نحوه رفتار جریان اصولگرایی با این پدیده عجیب و غریب است. او اساسا این روزها در دست اصولگرایان باد کرده و کسی حاضر به قبول مسئولیت او نیست. حال پرسش آن است که چه تضمینی وجود دارد که اگر مردم در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو به گزینه ای از این اردوگاه اعتماد کنند، فردای روزگار باز داستان احمدی نژاد تکرار نشود و کسی زیر بار مسئولیت تزویج سیاسی او نرود؟
اصولگرایان در فقره نسخه پیچی سیاسی سابقه درخشانی ندارند و همواره از در حاشا برآمده و به شهروندان در قبال آنچه کردهاند، پاسخگو نیستند. با اینکه برجام را مجلس اصولگرای نهم تصویب کرد، سریعا در رفتاری قابل پیش بینی کاسه کوزه ها را تماما سر دولت بنفش خالی کردند و در بحث احمدی نژاد هم آنانی که تا دیروز او را معجزه هزاره سوم می دانستند و یک شبه اسمش را از شناسنامه اصولگرایان خط زدند و از ارث قدرت محرومش کردند.
با این تفاسیر اگر قرار است باز در آوردگاه ۱۴۰۰ گزینه شب انتخاباتی رو شود، لطفا تمام مسئولیتش را هم به جان بخرید و بعدها به تلنگری به امان خدا رهایش نکنند.