روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

یکی از معدود کارهای خوبی که در طول دوران دولت احمدی نژاد پروژه مسکن مهر بود که علیرغم برخی نقایص از طرح هایی بود که دغدغه مسکن طبقات ضعیف و کم درآمد جامعه را تا حدود زیادی برطرف کرد.
با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید این طرح با سیاست های غیر قابل درک آخوندی کان لم یکن تلقی گردید و بهایی به آن داده نشد. در آن مقطع احساس شد که صرفا چون این طرح مربوط به دولت قبل است، اعتنایی به آن نمی شود. همین رویکرد باعث حجم عظیمی از پروژه های بر زمین مانده گردید و شاید اگر در آن برهه ادامه می یافت، بخش قابل توجهی از مشکل مسکن امروز حل و فصل شده بود.
گذشت تا در ماه های گذشته و ناگهان دولت به فکر خانه دار کردن مردم افتاد و با تغییر نام مسکن مهر به مسکن ملی اقلا در ظواهر امر سعی در جبران مافات داشت، اما دیر شده بود و نه دولت بودجه ای برای ساخت مسکن دارد و نه شرایط این مسکن مجال خانه دار شدن می دهد، وام تعلق یافته ۱۸ درصدی است و دیگر نمیشود اسمش را مهر گذاشت. هر چند ثبت نام صورت گرفته ولی عمر دولت دوازدهم برای اجرای آن کفاف نمی دهد.
در روزهای کرونایی و افزایش سرسام آور قیمت ارز و متعاقب آن سیر صعودی مسکن اخبار نگران کننده و ناراحت کننده ای از وضعیت اجاره نشین ها در پایتخت و کلانشهرها به گوش می رسد که با شان یک نظام اسلامی و جامعه دینی همخوانی نداشته و نوعی کسر شان است و انتشار اخبار مربوط به این حوزه در فصل اسباب کشی تاسف آور است. بعد از خبر فروش پشت بام و کانکس در پایتخت این روزها شرایط از این هم پیچیده تر شده است. بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران حوزه مسکن، خبر از گسترش سکونت در حاشیه آرامستان ها، پشت بام خوابی ومغازه خوابی، به ویژه در بین کارگران می دهند.
اجاره هر شب خوابیدن زیر آسمان هم از سال گذشته تا امسال، ۲۵ هزار تومان افزایش یافته و به گفته علی نوذرپور، شهردار منطقه ۲۲، به ۵۰ هزار تومان رسیده است؛ اتفاقی که تأییدی بر شیوه بدمسکنی در کشور به شمار می رود.
این پایان قصه غم انگیز تامین مسکن نبوده و اخیرا گزارشی در مورد رواج هم خانگی دو خانوار در یک واحد هم دیدیم که در نوع خود جالب و البته دارای معذوریات شرعی بود. موضوع اجاره مسکن به زن مطلقه، زن مجرد و زن تنها هم از چالش های دیگری است که با توجه به روند افزایش زنان مطلقه نیازمند توجه ویژه است.
افزایش تصاعدی و روزانه اجاره بها در شرایطی در بازار رخ می دهد که هیچ نهادی مسئولیت نظارت را بر عهده نمی گیرد و دستگاه های عریض و طویل حاکمیتی در این حوزه مدعی هستند که نمی توان در نرخ گذاری ورود کرد چرا که اجازه دخالت در معاملاتی بین دو نفر انجام می شود را ندارد و همواره می گویند این بازار متاثر از سایر بازارها است و تا زمانی که سایر بازارها در این بخش التهاب سازی می کنند، امکان کنترل وجود ندارد!
همان طور که اشاره شد در فصل اسباب کشی قرار داریم، این اتفاق با روند افزایش ارز و آغاز افزایش وحشتناک قیمت ها همراه بوده و بازار مسکن را که در حالت عادی قیمت آن صعودی است، با افزایش دو چندان مواجه کرده است. بحث اخذ مالیات از خانه های خالی و سیاست هایی از این دست هم نتوانست کاری از پیش ببرد و بازار مسکن همچون سایر بازارها این روزها به امان خدا رها شده است. این که وظیفه وزارتخانه در این رابطه چیست و چرا دولت اقتصاد را با شیر یا خط انداختن اداره می کند، پرسش بی پاسخی است! با روند فعلی شاید شاهد پدیده چادرنشینی هم باشیم.