روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

سیستم فوتبالی دهه هفتاد را که مصادف با قدرت نمایی علی پروین در فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس بود را کارشناسان فوتبالی عصر فوتبال علی اصغری می نامند. از آن تاریخ به بعد عمدتا تصمیمات و رفتارها و گفته هایی را که در اصطلاح عامیانه بی دروپیکر است و مفت نمی ارزد، علی اصغری می گویند. این پیش زمینه را در ذهن داشته باشید تا بپردازیم به گفته های اخیر رییس سازمان صداوسیما که در اظهاراتی تعجب آور مدعی شده که بیش از ۹۳ درصد بینندگان این رسانه اعتماد کامل به آن دارند! رسانه ای که اخیرا و در آخرین نمونه از رفتارهای عجیب و به دور از شان یک رسانه، به کامالا هریس معاون رئیس‌جمهور منتخب آمریکا اتهام جنسی وارد کرده و عامل پیشرفت این خانم را داشتن روابط متعدد با مردان دانسته است!
علی عسگری یا تعبیر دیگری از اعتماد دارد و یا توهم اعتماد! از آن روی که اقدامات صداوسیما در بخش های مختلف خصوصا در نحوه پوشش حوادث روز دنیا و مسائل داخلی به گونه ای بوده که صحبت کردن در مورد اعتماد بینندگان از همان دست حرف های علی اضغری است که علی عسگری مدعی آن شده است. رسانه ای که مدیریت یک شبکه را به جوانی تازه از راه رسیده می سپارد و وی بر اساس تحلیل های شخصی و عقده های روانی کرکره پر بیننده ترین برنامه این رسانه را که سابقه ای بیست و چند ساله دارد، پایین می کشد و حتی اجازه گزارش یک بازری ساده فوتبال را هم به او نمی دهد. مدیریتی که گزارشگر دیگری را مجبور می کند تا عطای ماندن در وطن را به لقایش ببخشد و پناهنده رسانه های معاند شود. رسانه ای که با گزارش های یک سویه و یک جانبه که در راستای منافع سیاسی یک جناح خاص می باشد، تصویری باژگونه از جامعه را به تصویر می کشد و هیچ گاه بلندگوی حداکثری نبوده و اخبار و اطلاعاتش در جهت القای یک تفکر بوده است. از این رسانه اگر پخش مستقیم بازی های ورزشی را کسر کنید، تقریبا می توان میزان مخاطب آن را در خوشبینانه ترین حالت حدود سی درصد جامعه اعلام کرد. اینکه جناب علی عسگری این عدد را از کجا آورده است، خود قصه ای جدا دارد. رسانه ای که سال هاست بر حسب یک عناد حتی متدینین را هم از شنیدن ربنای شجریان محروم کرده و عمدتا تریبون های یک جانبه ترتیب داده است. اگر این رسانه به میزانی که رییس آن مدعی است، صاحب نفوذ است، این حجم از دیش های ماهواره بر پشت بامها چه می کنند؟
آماری که صداوسیما در مقاطع مختلف از میزان مخاطبان خود می دهد، همواره محل بحث بوده. این آمار بدون توضیحات کافی در مورد آن همواره طوری القا می شود که گویی تمام مردم صبح تا شب مخاطب برنامه های صداوسیما هستند اما روشن است که چنین آمارهایی برخواسته از نظرسنجی های جهت دار و با انتخاب جامعه آماری خاص بوده و نمی توان اعتنایی به آن کرد. البته رسانه ای که سابقه افتضاح در نظرسنجی پربیننده ترین برنامه را که با دخالت جهرمی، وزیر علوم ختم به خیر شد، در کارنامه دارد، نمی تواند از آمار و نظرسنجی سخن بگوید و ما خیالمان از بابت آمارسازی این رسانه آسوده خاطر باشد. رسانه ای که قصد داشت به هر ترتیب ممکن مسابقه برنده باش را جای نود جا بزند، احتمالا بر اساس همان رویه این اعتماد ۹۰ درصدی را به دست آورده است.
برای ما که کار رسانه ای می کنیم و با تحقیقات میدانی درگیریم، ارائه این آمار جز غلو نمایی نیست و می توانیم در جامعه بیشمار افرادی را مصداق بیاوریم که یک بار هم در طول ماه به تلویزیون نگاه نمی کنند. این رسانه نه دیگر سریال های پرمخاطب تاریخی را در جدول پخش خود دراد و نه خبری از برنامه های پر طرفداری چون دورهمی، نود، خندوانه و … است. بی ربط نیست که بینندگان اصلی این رسانه را علی عسگری، فروغی و دوروبری هایشان بدانیم!