کشور به جهت قرار گرفتن در شرایط تحریم، روزگار چندان مناسبی را سپری نمی کند. تحریم های ظالمانه در کنار برخی بی تدبیری ها دولت حسن روحانی را با چالش های جدی و کسری بودجه هنگفت مواجه کرده است. به جهت اهمیت موضوعات اقتصادی و تاثیر مستقیم تصمیمات این حوزه در زندگی مردم گفتگویی را با دکتر محمد باقر بهشتی اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه تبریز انجام دادیم که از نظر می گذرد:

سفیر: به نظر شما امکان تحقق قانون بودجه سال ۱۳۹۹ وجودارد؟

بهشتی: واقعیت این است که بودجه ایران متاسفانه روز به روز به نفت وابسته تر می شود و علی­رغم این­که بعد از انقلاب مدام خواستار قطع ارتباط بودجه با نفت بوده­ایم، اما این مهم هنوز میسّر نشده است.شاهدیم که هر زمان در ایران درآمد نفت زیاد شده، رفاه ظاهری جامعه هم افزایش یافته است. مواردی داشتیم که در دولت نهم و دهم که بر حسب اتفاق قیمت هر بشکه نفت حتی به ۱۴۰ دلار رسید و بر این اساس در سال حدود ۱۰۰ میلیارد دلار نفت فروختیم.  اما الان به دلیل این­که ایران نمی تواند نفت بفروشد، درآمد دولت از محل فروش نفت کمتر از پنج میلیارد دلار شده است.

متاسفانه طی ۴۱ سال اخیر تلاش موثری به منظور کاهش وابستگی به نفت انجام نشده است. هرچند کارهایی صورت گرفته است. از جمله در سال ۱۳۷۹  در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی  و در دوره برنامه سوم توسعه حساب ذخیره ارزی ایجاد شد که به موجب آن یک سقفی را مجلس تصویب می­کرد تا دولت از درآمد ناشی از فروش نفت را هزینه کند و مازاد بر آن به حساب ذخیره ارزی منتقل می­شد.

. اما متاسفانه تمام دولت ها تقلب کردند و به نوعی همه درآمد نفت را خرج کردند. در برنامه چهارم هم همین اتفاق افتاد. در برنامه پنجم بر اساس نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام، صندوق توسعه ملی ایجاد شد که طبق آن در اولین سال (۱۳۹۰) ۲۰ درصد از درآمد فروش نفت باید به این صندوق واریز می شد و هر سال هم باید سه واحد درصد به این ۲۰ درصد افزوده می شد، تا این که در سال ۱۳۹۴ سهم صندوق توسعه ملی باید به ۳۴ درصد می­رسید، اما به خاطر  مشکلاتی که در رابطه با برجام در کشور به وجود آمد، سهم صندوق در آخرین سال به ۲۰ درصد محدود شد.  در برنامه ششم که از سال  1396 شروع شد، بر اساس ابلاغیه رهبری سهم صندوق با ۳۰ درصد آغاز گشت و هر سال دو واحددرصد افزایش پیش بینی شده است، در سال­های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به ترتیب ۳۲ و ۳۴ درصد از درآمدهای نفت به صندوق توسعه ملی واریز شد و در سال ۱۳۹۹ مجدداً سهم آن به ۲۰ درصد تقلیل یافت. باید توجه کنیم هدف صندوق توسعه ملی و حساب ذخیره ارزی این است که دولت نباید تمام درآمد نفت، که متعلق به نسل­های آینده هم هست، خرج کند بلکه از محل صندوق توسعه ملی وام ارزی به بخش خصوصی اعطاء نماید. می دانیم در بین کشورهای صادر کننده نفت، نروژ درآمدهای ناشی از فروش نفت را سرمایه­گذاری می­کند و از این نظر موفق ترین بین همه کشورهای صادرکننده نفت است.

ببینید ما مدام از زمان پیروزی انقلاب شعار رهایی از وابستگی به درآمد نفت می­دهیم و در برنامه­های چهارم وچنجم و ششم توسعه هم مجلس تصویب کرده که بودجه جاری دولت نباید وابسته به نفت باشد در حالی که در این ۴۱ سال حداقل در این زمینه موفق نبوده­ایم. باعث تأسف است در مدت ۱۱۹ سال که از کشف نفت در ایران می­گذرد ما نتوانسته­ایم از آن در جهت توسعه واقعی کشور استفاده کنیم.

برخی از مدیران مشکل تحریم را مطرح می­کنند آیا واقعاً در شرایط تحریم نمی­شود وابستگی به نفت را کاهش داد؟

امار ارقام بودجه عمومی دولت در سال ۱۳۹۹ برابر ۵۷۱ هزار میلیارد تومان و رقم بودجه کل کشور (یعنی بودجه عمومی به علاوه بودجه شرکت­ها و بانک­های دولتی) تقریبا دو میلیون میلیارد تومان یعنی چهار برابر بودجه عمومی دولت. بودجه شرکت ها و بانک های دولتی را باید خودشان تامین و هزینه کنند.

یکی از اِشکالات در ایران این است که به دلیل نوع نگرش اشتباه، بتعدادی از شرکت های دولتی زیان‌ده هستند. از جمله بانک ها قبل از آغاز عملیات بانکی بدون رِبا ضرر می دادند، اما بعد از آن سودده شده اند و اکنون بسیاری از آن­ها  به موسسات رانت خوارِی و غیرمولد تبدیل شده­اند.

درآمد دولت در بودجه معمولاً از چهار منبع تامین می شود؛ یکی درآمدهای مالیاتی است و شفاف ترین دولت آن است که کل هزینه را از محل مالیات تأمین کند.

مالیات چندین نقش دارد، یک این­که درآمدی برای دولت محسوب می­شود، دوم مهمترین ابزار عدالت اجتماعی است که نرخ مالیات با افزایش درآمد افزایش می­یابد. باید در نظر گرفت هر کس درآمدی به دست آورد باید سهم جامعه که همان مالیات است را بپردازد یعنی مالیات دادن تعریف عملیاتی شعور اجتماعی است.

در ایران، برداشت کل جامعه از مالیات غلط است، در حالی که کسی که به فعالیت مجاز اشتغال دارد و حق جامعه (مالیات) را پرداخت کرده باشد باید به ثروت خود افتخار بکند.

در مملکت هایی که وضعشان از هر نظر خوب است، مانند کشورهای اسکاندیناوی،  شاهد نظام اقتصادی آزاد هستیم و در این کشورها میزان مالیات بر درآمد حدود ۴۰ درصد درآمد است و بودجه دولت­ها از محل مالیات تأمین می­شود. در این کشورها از مالیات به عنوان ابزار اعمال عدالت اجتماعی استفاده می­شود به طوری که اختلاف درآمدی در بین بالاترین گروه­های درآمدی (دهک دهم) و کمترین گروه­های درآمدی (دهک اول) حدود ۶ برابر است که این میزان کمترین در جهان است. توجه کنیم اگر درجامعه اختلاف درآمدی کم باشد و مبنای ثروتمند شدن، مشارکت داشتن در تولید باشد تلاش­های اقتصادی در جامعه افزایش می­یابد و مردم نسبت به هم عقده­ای نیستند.

حالا شما این را مقایسه کنید با همین تبریز خودمان. خانوارهایی هستند که ۷-۸ نفره در یک اتاق زندگی می کنند، برخی ها هم دارای چندین خانه و درآمد زیاد و ماشین های آنچنانی هستند و اختلاف طبقاتی هم سر به فلک می­زند و فقرا نسبت به اغنیایی (که مغلوم نیست از کجا ثروت به دست آورده­اند) بدبین و عقده­ای اند.

.ملاحظه می­شود اداره اقتصاد جامعه اصول علمی. اما در ایران مملکت را  مثل این­که با شیر یا خط اداره می­کنند.

منابع دیگر تأمین درآمدهای بودجه دولت غیر از مالیات عبارت است از: (۲) درآمد نفت که به دلیل تحریم و مشکلات ناشی از آن بسیار تقلیل یافته است؛ (۳) واگذاری دارایی­های سرمایه­ای و (۴) واگذاری دارایی­های مالی که این آخری بورس اوراق بهاداری را گرم کرده است.

سفیر: قانون بودجه سال ۱۳۹۹ محقق می شود؟

بهشتی: اگر با درآمد نفتی بسنجیم، مشخص است که محقق نمی شود.

در اقتصادی که در حالت رکود است و وضع بنگاه های اقتصادی خراب است، چطور می توان مالیات گرفت.

خود مالیات تابعی از وضعیت اقتصاد کشور است. اگر نفت نتوانیم بفروشیم برخی از درآمدهای تبعی مانند عوارض گمرکی هم پایین می­آید. در شرایط رکود نمیوان مالیات را افزود..

سومین راه این است که دولت دارایی های سرمایه ای خود را بفروشد. اکنون عمده منبع درآمد محدود شده به مالیات و فروش دارایی­های سرمایه­ای و مالی.

من مقاله ای تحت عنوان «ضرورت ابهام زدایی از نظام اقتصادی و وحدت سیاست‌گذاری در اقتصاد ایران» نوشته ام. در این مقاله گفته­ ام ما در ایران  تعریفی ازنظام اقتصاد نداریم. یک قانون اساسی داریم که در اصل ۴۴ آن که در سال ۱۳۵۸ تصویب شده اقتصاد را دولتی دیده است و چون فهمیدیم اقتصاد دولتی در دنیا تحربه موفقی نبوده است در سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵، ساست­های کلی اصل ۴۴ جایگزین آن شد. این ساست­های نظام اقتصادی را خصوصی دیده و گفته سهم دولت به ۲۰ درصد محدود شود. متاسفانه به دلیل اشکالات تندیشه­ای در خصوص نظام اقتصادی، در راه خصوصی سازی یک بلایی به اقتصاد آوردیم که به جای آن که در جامعه بخش خصوص تقویت شود ملقمه­ای به نام بنگاه­ های شبه خصوصی از طریق رانت خواری، و فعالیت­های غیر مولد به تخریب اقتصاد ایران پرداخت.

ملاحظه کنید در این راستا ماشین سازی تبریز که بنیان صنعتی شدن اقتصاد ایران تلقی می­شد و نوآفرینی به نام مهندس تقی توکلی آن را راه انداخته است در مسیر به اصطلاح خصوصی سازی به رانت خواری به نام مش قربانعلی واگذار می­گردد که هیچ اهلیتی در این زمینه ناشته است.

بنده فکر می­کنم اقتصاد سالم اقتصادی است که بخش خصوصی نقش اساسی در آن داشته باشد. توجه کنید اقتصاد کره شمالی اقتصاد دولتی است و اقتصاد کره جنوبی خصوصی، این دو را با هم مقایسه کنید تا بفهمید یکی از گرسنگی نمی تواند بخوابد، دیگری تبدیل به اقتصاد درخشان شده است، در حالی که از نظر زبان، دین و جغرافیا یکی هستند.

اگر در ایران بخش خصوصی قوی نداریم چون که اجازه فعالیت مناسب برای آن ندادیم. الان هم بالای ۸۰ درصد اقتصاد کشور دست دولت (به معنی اعم کلمه) است. اقتصاد جامعه را طوری اداره می­کنیم که دستمزدهای پرداختی به انسان­ها تکافوی تأمین هزینه­ های متعارف حقوق بگیران را نمی­دهد.

بنده فکر می­کنم مشکلات اقتصادی کشور مربوط به یک رئیس جمهور خاص یا شخص آقای روحانی نیست، بلکه ریشه در مشکلات ساختار اقتصادی کشور دارد. به طوری که با این ساختار حتی بهترین اقتصاددان دنیا را هم نمی تواند کاری موثر انجام دهد.

در جامعه ای که درآمدهای میلیاری تنها با گوشی همراه انجام می شود و جایی ثبت نمی شود و قطعا مالیاتی هم پرداخت نمی­گردد، چگونه می­توان اقتصاد را اداره کرد.

سفیر: در رابطه با سخنان رئیس جمهور در خصوص گشایش اقتصادی چه نظری دارید؟

بهشتی: روحانی چاره­ای جز این صحبت ها ندارد، الان در دنیا تمام رئیس جمهورها باید اینگونه صحبت کنند.

بحث این است که چرا باید همیشه با آمریکا مقابل هم قرار بگیریم آیا راه حل دیگری نیست؟ ما باید منافع ملی خود را تعریف کنیم و براساس آن سیاست­های خارجی خود را به صورت انعطاف پذیر تبیین کنیم. می دانیم آمریکا از برجام خارج شده و در تلاش برای بازگرداندن تحریم های قبلی است، اما خوشبختانه بیشتر اعضای شورای امنیت با آمریکا مخالفت کرده­اند که این یک فرصت برای ایران است.  یادمان باشد این قدرت اقتصادی آمریکاست که به دیگر کشوره زور می­گوید چرا که آمریکا بین ۲۰ تا ۲۵ درصد تولید دنیا را دارد و کشور بعد از خودش که چین است تولیداتش حدود یک سوم از آمریکا کمتر است.

وقتی کشورها در چارچوب منافع ملی خود رفتار می­کنند آمریکا دیدگاه­های خود را بر بسیاری از آن­ها تحمیل می­کند. بنابراین،تمام کشورها فقط و فقط دنبال منافع خودشان هستند و ماهم باید منافع ملی را تعریف کنیم و همواره به دنبال آن باشیم.

سفیر: شائبه ای در خصوص شاخص بورس و حباب آن مطرح است، به نظرتان سرنوشت بورس چطور می شود؟

بهشتی: اگر درآمد سرانه ایران در سال های ۱۳۹۸ و ۱۳۵۷را بر اساس داده های مرکز آمار ایران،مقایسه می کنیم، متوجه کاهش ۱۶ درصدی  درآمدسرانه می شویم. سوال این است که اقتصاد کدام مملکت اینگونه اُفت داشته است. این بدان معناست که ما در اقتصاد نمره قبولی نگرفته ایم.

ما از ابتدای برنامه چهارم توسعه (در راستای چشم انداز ۱۳۸۴-۱۴۰۴) خواستیم سالانه تولیداتمان ۸ درصد رشد کند اما عملکردمان اصلاً مورد قبول نیست چرا که در دوره ۱۳۸۴-۱۳۸۲ رشد سالانه تولید ناخلص ۵۷/۱ درصد بوده است. پس، مدیریت اقتصادی ما مردود است و باید فکر اساسی برای اصلاح اقتصادی کشور شود.

در پاسخ به سؤال شما اول باید ببینیم چرا دولت وارد بورس شده است؟! چون فروش نفت کم شده، درآمد مالیاتی کاهش یافته، هزینه ها بیشتر شده. پس راه حل فروش اموال و سهام است.

دولت وارد بورس شده تا یکسری کسری بودجه خود را تامین کند. البته بورس خوب است به شرطی که مردم با پس اندازهای شان سهام بخرند و کارخانه‌داران با این مبالغ سرمایه خود را افزایش داده و بر تولید بیفزایند اگر با این خط جامعه را اداره کنیم، خوب است،  اما مشکل اساسی اقتصادی ما ابهام در نظام اقتصادی است.من که اقتصاد خوانده ام نمی دانم نظام اقتصادی ایران دولتی است یا خصوصی؟!

در نظام اقتصادی سالم نیروهای نظامی و امنیتی نقشی در اقتصاد ندارند. ما باید در ایران باید به قانون اساسی برگردیم البته به جای اصل ۴۴ سیاست­های کلی اصل ۴۴ را درست پیاده کنیم. اقتصاد کشور باید یک متولی باشد. اقتصادی که نهادهای گوناگون با اهداف جدا از هم در آن مداخله می کنند نمی­تواند مشکلات اقتصادی مردم را حل کند. ما باید وحدت در سیاستگزاری داشته باشیم. باور کنید مشکلات اقتصادی راه حل دارند اما به شرطی که به علم اقتصاد باور داشته باشیم و نظام اقتصادی را ابهام زدایی بکنیم.

سفیر: افزایش قیمت به خاطر تحریم های خارجی است یا دولت هم دخالت دارد؟

بهشتی: تحریم نوعی بهانه برای مدیران ناکارآمد است. بهترین زمان شکوفایی اقتصاد ایران در زمان تحریم است. به عنوان مثال اولین بار که نفت ایران در زمان مصدق ملی شد، آن زمان انگلیس امپراتور جهان بود. انگلیس در ایران نفت را هم کشف، هم تولید، هم پردازش و هم صادرات می کرد و در نهایت مبلغی هم به ما می داد.

مصدق وقتی نفت را ملی کرد، انگلیس، که آن موقع نقش آمریکای فعلی را داشت، ایران را تحریم کرد و دارایی­های ایران را مسدود نمود ایران که حتی نتوانست یک لیتر نفت صادر کند با اتکاء به اندیشه و منش بزرگانی مثل حاج سید مصطفی عالی نسب ، که مشاور اقتصادی مصدق بود، توانست موتور اقتصاد کشور را روشن نگهدارد و اقتصاد را به سوی جلو پیش برد. ما امروز هم به تولیدکنندگانی چون عالی نسب نیاز داریم تا اقتصاد را به دست آنان اداره کنیم. همت وتلاش­های افرادی مثل مرحوم عالی نسب بود که در زمان جنگ تحمیلی، که درآمدهای ارزی کشور پایین آمده بود و جنگ در اولویت قرار داشت، صنایع کشور وضعیت بهتری یافتند.

بنابراین، ما تجربه بهتر اداره کردن اقتصاد کشور در زمان­ های تحریم داریم. تحریم فرصتی برای ایران است. زمان جنگ که صدام به ایران حمله کرد و پنج استان را گرفت ارتش کلاسیک نتوانست زمین ها را آزاد کند و مجبور شدیم به جوانان اعتماد کنیم و این جوانان توانستند کشور را آزاد کنند،  چرا آن زمان به جوانان اعتماد کردیم ولی الان نمی توانیم؟! ما در زبان شعر جوانان می­دهیم ولی در عمل پیران کشور را اداره می­کنند.

سفیر: به عملکرد اقتصادی ایران چند می دهید!

بهشتی: نمره هفت- هشت