#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

میترا استاد همسر محمدعلی نجفی با شلیک چند گلوله به قتل رسید.
این شوک خبری زمانی تکمیل می شود که لحظاتی بعد از حادثه نجفی با مراجعه به کلانتری شاپور خود را تسلیم و به قتل همسر خود اعتراف می کند.
همین دو خبر پیاپی را می توان مهم ترین و جنجالی ترین خبر داخلی در طی ۷۲ ساعت گذشته دانست که موجی از واکنشها را به همراه داشت.
جامعه در شوکی عجیب فرو رفت، یکی از خوشنام ترین و موجه ترین رجال سیاسی کشور طی دهه های اخیر که سال ها مدیریت مهم ترین نهاد آموزشی کشور را بر عهده داشت و شهرداری تهران آخرین مقصد ریاست وی بود، امروز دستبند به دست در انتظار حکم دادگاه و تکمیل پرونده قتل همسر خود است.
شهردار سابق تهران در سه روز گذشته آنقدر فضای خبری را در اختیار خود گرفت که تقریبا عموم اخبار سیاست داخلی و حتی خارجی به حاشیه رفت. او با یک طغیان همه جانبه علاوه بر آن که به حیات همسر دومش پایان داد، خود را نیز نابود کرد تا در یک صبح تا بعدازظهر، چهره یک سیاستمدار آرام، اخلاق مدار و متین تبدیل به یک قاتل شود و همگان یا از فرط غم حادثه اظهار تأسف کنند یا آن که از سرمستی به دست آوردن بهانه ای برای رسیدن به اهداف سیاسی و جناحی کینه های خود را روانه کاغذهای مطبوعات یا صفحات خبرگزاری ها کنند.
جنایت رخ داده از سوی نجفی به عنوان یکی از شاخص ترین رجال جریان اصلاح طلبی خبر نان و آب داری برای جریان رقیب بود که مطامع سیاسی خود را از این طریق دنبال نماید. جالبترین واکنش مربوط به تیتر یک وطن امروز بود که با “شلیک به قلب اصلاحات” به استقبال قتل رفت! اما آن چه در این چند روز باعث تاسف توامان است، رفتارهای جریان رقیب پیرو این حادثه است. در این که چرا باید یک سیاستمدار آرام و متین هم چون نجفی چنین جنایت هولناکی را مرتکب شده باشد؟ نه پرسشی مطرح شده و نه تحلیلی روی آن صورت گرفته است، اما تا دلتان بخواهد مطالب فضای مجازی و رسانه های رسمی نزدیک به جریان اصولگرایی و البته رسانه ملی در راستای تخریب شخصیت و نهایتا بی آبرو کردن جریان اصلاح طلبی است.
اما وطن امروز مشخص نکرده که تخلفات آشکار دوران قالیباف و املاک نجومی شلیک به کجای جریان اصولگرایی بوده؟
بارها بر سر سودجویی های سیاسی جو رسانه ای علیه دولت ها و اشخاص سیاسی اصلاح طلب در کشور به راه افتاده است، از مسائل اقتصادی گرفته تا موضوعات اجتماعی، اما نوبرانه جدید است، رفتار اخیر آنجا که جامعه هنوز در شوک این خشونت فرو رفته و برخی از آب گل آلود قتل، ماهی می گیرند. کاسبان تحریم دیده بودیم و کاسبان قتل فقره جدیدی است که این روزها متاسفانه بازار پر رونقی دارند.
دوستان ارزشی که ید طولایی در دم زدن از اخلاق دارند و خود را به این صفت عالیه انسانی متصف می دانند، این روزها کیلومترها مرزهای بداخلاقی را رد کرده اند و کلی خوش به حالشان است.
این که صداوسیما بخش قابل توجهی از برنامه های خود را به روشن شدن ابعاد این پرونده اختصاص داده، یک پرسش با علامت سوالی بزرگ در افکار عمومی ایجاد می کند که چرا قتل یک انسان در جامعه ای که مدعی اخلاق مداری است، چنین باید پر و بال داده شود؟
چرا در هزار و یک پرونده اقتصادی و سیاسی شاهد چنین مانورهای منظمی نیستیم؟
هولناک بودن این جنایت را شکی نیست، خطایی که نجفی انجام داد شاید به قیمت جانش تمام شود، اما باید دقت کنیم که این جنایت مربوط به امور شخصی وی بوده و در حق خانواده اش روا داشته است، برخلاف برخی که جنایاتشان جنبه عمومی دارد و در حق منافع ملی و کشور است!