#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

گاهی در تطبیق حال و هوای مسئولان و آن چه بر امورات جاریه کشور می گذرد، هاج و واج میمانیم از آن جهت که هیچ سنخیتی بین این دو واقعیت حاضر وجود ندارد.
سیل در یک ماه اخیر یک سوم شهرهای این سرزمین کهن را در نوردیده و به گفته خود مسئولان بخش عمده ای از روستاهای پلدختر دیگر امکان سکونت ندارد. بخش قابل توجهی از دام و زمین های کشاورزی روستاییان دچار سیل زدگی شده و امکان امرار معاش از مردم روستایی و بی بضاعتی که عمری با قناعت و سادگی گذران امور کردهاند، وجود ندارد. در بسیاری از شهرها زیر ساخت های موجود به شدت اسیب دیده و در مواردی به کلی از بین رفته است و لذا بعد از فروکش کردن تب و تاب روزهای اولیه در ادامه نیازمند تصمیمات جدی و عاجل است. در سوی دیگر همانطور که در مطالب قبلی هم اشاره شد، شتر گرانی در کوچه کالاهای مصرفی اتراق کرده و خیال کوچ هم ندارد. در آستانه ماه مبارک رمضان به جای آن که مردم نجیب و با ایمان این سرزمین در تدارک مهمانی خدا باشند، از دغدغه گرانی کالاهای مصرفی و بیم گران شدن مجدد آن در روزهای آتی آرامش فکری لازم را ندارند تا با خیالی آسوده تدارک عبادت ببینند.
خارج از مرزهای جغرافیایی اراده سیاسی این کره خاکی فعلا بر مدار تصمیمات دیوانه ای می گردد که حتی حاضر نیست کوچک ترین تخفیفی برای ارسال کمک های بین المللی به سیل زدگان لحاظ نماید. روز به روز بر دامنه فشارها افزوده می شود و در باب تصمیمات سیاسی بزرگ جز با عده ای نئوکان تندرو با کسی خیال مشورت ندارد. دشمنی که با تماشای حال و روز سیل زدگان هم خیال کوتاه آمدن ندارد و به خیال خام خود قصد دارد تا با چنین حربههایی این تمدن هفت هزار ساله را به زانو درآورد!
فارغ از این واقعیت های ملموس، دنیای مسئولان و رجال سیاسی کشور به گونه ای دیگر می گذرد. یکی که قرار بود در مقام وزیر کشور به رتق و فتق امور سیل زدگان بپردازد، درگیر برخورد با یک هنرمند با سابقه است و رییس جمهور با تنی چند از رجال سیاسی جریان رقیب بر سر حضور در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی لج کرده است. مجلس نشینان هم که فارغ از غوغای جهان در حال تصویب قوانینی هستند که منافع شخصی شان را در انتخابات آتی بیمه نماید. حرف از تصویب لوایح چهارگانه که می شود، رگ گردن عدهای باد میکند و فریاد وا مصیبتا بلند میشود! آن دیگری که لباس مقدس سپاه بر تن داشته از بیرون ریختن اطلاعات بعضا محرمانه ابایی ندارد و گزک به دست خارج نشینان می دهد. استاد علوم سیاسی او را لایق پاسخ نمی داند و در سینما فیلمی علی رغم فروش میلیاردی از پرده به زیر کشیده میشود و در رسانهای که قرار بود ملی باشد، بر اساس امیال شخصی جوانی تازه به دوران رسیده برنامه ای با بیست سال سابقه از کنداکتور شبکه خارج می شود تا بعد از دو دهه شاهد دوشنبه های بدون نود باشیم. خلاصه بگویم، کسی از سروکله زدن با رقیب باکی ندارد و آن چه بی کلاه مانده سر منافع ملی است. امروزی که عقل حکم می کرد که روزگار اتحاد و همدلی در برابر دشمن بی رحم خارجی باشد، ایام نفاق و گسستگی است.
متاسفانه مسابقه ای برای ناامید کردن مردم شروع شده که بین دو نیمه هم ندارد تا امکان تنفس دوباره فراهم شود. کسی به منافع ملی و حفظ و پاسداشت نظامی که حاصل قرن ها خون و دل خوردن است و خون های بسیاری برای آبیاری اش ریخته شده، اعتنایی ندارد. رجال سیاسی چنان سرگرم تخطئه رقیب و حفظ جایگاه خود هستند که مجال سر خاراندن ندارند و کسی از این همه جدال و سروکله زدن خسته نمی شود. کاش گوش شنوایی بود برای شنیدن دردل های صادقانه ای که ما اهالی رسانه با آنان داریم، تا روزی افسوس دیر شنیدن نخوریم!