#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

در یکی دو روز گذشته نامه ای از سوی صادق زیباکلام خطاب به سید محمد خاتمی منتشر گردید که جای بسی تامل داشت.
این استاد علوم سیاسی دانشگاه‌های ایران ضمن اشاره به گفته‌های سید اصلاحات در دیدار با شماری از اعضای فراکسیون امید مبنی بر این که “مردم دیگر به توصیه ما مبنی بر شرکت در انتخابات توجهی نخواهند کرد”، ضمن اشاره به وجود بحرانی عمیق در این جریان از اینکه
اصلاح طلبی در مشتی شعارهای زیبا و کلی گیر افتاده است، ابراز گله مندی و این جریان ریشه دار را متهم به بی هویتی می‌نماید و از وی خواسته تا دموکراسی خواهی را سرلوحه اهداف این جریان قرار دهد.
اصلاح طلبی یکی از آن اندیشه‌های ناب و راستینی است که بشر همواره دنبال کرده و معتقدیم که نه بیست ساله که سبقه‌ای به بلندای پیدایش انسان دارد.
بی شک همه پیامبران در همین مسیر جامه رسالت پوشیده‌اند و در عصر حاضر نیز رخدادهای سیاسی بزرگی با همین هدف رخ داده است. امروز و در برهه ای به جهت دلایلی چند، خصوصا در فضای سیاسی بعد از انتخابات ۹۲ تا حال بوده‌اند کسانی که با اندیشه‌های ناصواب ناگاه و یک شبه کوچ سیاسی کرده‌اند، رجالی که علی رغم همه ادعاها قبای اصلاح طلبی بر تن نحیف شان گشاده است و در جامعه سیاسی کشور از آنان نه با عنوان اصلاح طلب که فرصت طلب یاد می‌شود.
اگر به تعبیر زیباکلام امروز جامعه ما بخصوص نسل جوان امیدشان در سایه ضعف فراکسیون امید و دولت حسن روحانی به یاس انجامیده، باز نمی‌تواند دلیل موجهی برای حمله بی مهابا به این اندیشه‌ی شریف باشد. همانطور که امروزه در جهان نمی‌توان اعمال پیروان یک دین را به پای نقصان آن دین گذاشت، مفاهیم ارزشمندی چون عدالتخواهی، آزادی، دموکراسی خواهی را ایرادی نیست و اشکال از مدعیان تازه به دوران رسیده است.
این که جریان اصلاح طلبی در دو دهه گذشته نتوانسته است از قالب شعارهای کلیشه‌ای خرداد ۷۶ بیرون آید و نیازمند بازتعریفی در اهداف و آمال خود است، مطلب دقیق و سنجیده‌ای است، اما تحقق چنین امری لازم بود تا با دانش سیاسی امثال زیباکلام به عنوان اساتید این حوزه تدوین و عملیاتی شود. از بزرگوارانی چون زیباکلام به عنوان یکی از تئوریسین‌های این جریان فکری انتظار می‌رفت تا طی این سالها مانیفست کاملی را تهیه و در اختیار شورای اصلاح طلبان قرار دهند. باز لازم بود تا شرایط سیاسی کشور بعد از دولت احمدی نژاد هم در کلاس‌های درس و هم در رسانه‌ها از سوی علمای این جریان به طور کامل برای افکار عمومی تشریح شود و دلایل این اتحاد نامبارک با جریان اعتدال و توسعه بهتر برای عموم تبیین شود.
کمک برای به دست گرفتن قدرت سیاسی خصوصا دولت مستقر به جهت شرایط خاص برآمده از دولت مهرورزی بوده و ضعف یا سرسری گرفتن اهمیت این موضوع و عدم تحلیل درست آن نزد مردم امروزه روز باعث گردیده است تا همه اعمال و کردار دولت نیمه اصولگرای حسن روحانی به نام اصلاح طلبان تمام شود و ضعف و البته خویشتن داری دولت در بازگویی جریانات پشت پرده منجر به پیدایش فضایی این چنین شده است.
ضمنا بهتر بود اگر ایشان یا هر رجل سیاسی دیگری که معتقد است، سرنوشت کشور در جایی بیرون از صندوق‌های رای باید تعیین شود، سازوکار آن را نیز بیان می کرد.