انتخابات سال ۸۴ و فضای سیاسی آن دوره بی شباهت به این روزهای کشورمان نیست. انتخاباتی که پدیده ای به نام احمدی نژاد از میان آن همه کاندیدای اسم و رسم دار یک شبه سر برآورد و در میان ناباوری همگان رییس جمهور ایران شد. در این دوره نیز نظر برخی تحلیل ها با توجه به جایگاه اصولگرایان در میان مردم، بر این باورند که آنان می خواهند سناریو سال ۸۴ را مجددا تکرار کنند. یعنی با پیش کشیدن اسامی نظیر قالیباف، رئیسی، محسن رضایی، دهقان و … افکار عمومی و منتقدین سیاسی را به این مسیر هدایت می کنند تا اگر نقد و تحلیلی هم باشد، اسامی مذکور گارد و سپر این انتقادات باشند تا سر بزنگاه گزینه مورد نظر با آسودگی خاطر تمام برنده سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باشد!
اما وضعیت فعلی به جهت آزادی اطلاعات و وجود شبکه های اجتماعی باعث شد تا افکار عمومی خیلی زود گزینه پشت درهای بسته اردوگاه اصولگرایان را شناسایی کنند. رییس جمهور بعدی قرار بود این بار نه از شهرداری تهران که از قرارگاه خاتم بیاید. شعار پایان عمر سیاسی این دو جریان در اعتراضات آبان ۹۸ باعث شد تا ناشناخته ترین کاندیدای ریاست جمهوری خود را جریان سوم بنامد و دولت بعدی را دولت انقلابی نام نهد. اما گویا قرار نبود گزینه اسرار آمیز اصولگرایان به راحتی احمدی نژاد کار خود را پیش ببرد و تا بحث استعفایش از قرارگاه خاتم مطرح و حضورش در انتخابات قطعی شد، دعواهای درون جناحی بالا گرفت و عضوی از موتلفه با یک خبر کوتاه عملا سعید محمد را با جدی ترین چالش ممکن در راه رسیدن به پاستور مواجه کرد.
ترقی در اظهاراتی که همچون بمب انتخاباتی در فضای رسانه ای پیچید، اعلام کرد که دلیل کناره گرفتن سردار جوان از خاتم به دلیل تخلفاتش بوده است! و این در حالی است که خود وی علت این کار را حفظ شان این قرارگاه سازندگی و کاندیداتوری اعلام کرد. به این ترتیب می‌توان گفت حزب موتلفه اسلامی احتمالا از مخالفان سرسخت سعید محمد خواهد بود.
همین چند ماه پیش و در فصل پاییز خبرهای در گوشی در مورد رایزنی وی با جریانات اصولگرایی منتشر شد و متعاقب آن اعلام شد که بخش قابل توجهی از این جریان کاندیداتوری محمد را چندان جدی نمی‌گیرند. به نظر می‌رسد آنچه اکنون آشکار و رسانه‌ای شده، ریشه در همان اختلافات قدیمی دارد.
جمعیت رهپویان جریان نزدیک به زاکانی هم نقدهایی به این اعلام حضور از خود نشان داده است. طیف سنتی اصولگرایان تمایل دارد تا یک اصولگرای قدیمی و استخوان‌دار را نامزد انتخابات کند. اصولگرایان که تا این لحظه از بلااشکال‌ بودن گزینه نظامی سخن می‌گفتند یا حداقل با سکوت یا در فضایی تلطیف‌شده با ماجرای نامزد نظامی برخورد می‌کردند، اما حالا که پای سعید محمد به میان آمده، برخی به همین سابقه نظامی‌گری او اشاره کرده و از آن به‌عنوان یک نکته منفی یاد می‌کنند.
البته فقط همین نیست و برخی مخالفت‌ها هم از جنس دیگری است، مثلا کانال تلگرامی، موسوم به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چندی قبل انتقاداتی را نسبت به امضای توافق‌نامه میان قرارگاه خاتم‌الانبیا و گروه مالی گردشگری برای توسعه فولاد بناب آذربایجان‌ شرقی مطرح کرد.
انصاف‌نیوز هم چندی قبل به نقل از یک اصولگرا مدعی شد که پرونده تخلفات مالی عیسی شریفی، معاون شهردار در زمان قالیباف هم توسط او جمع و آشکار شده است و ارتباط خوبی با قالیباف ندارد! از همین رو حال بایستی پرسید که این نقدها آیا دعوای قدرت است یا اصولگرایان با این سناریو قصد دارند تا او را تافته جدابافته از اصولگرایی معرفی کنند تا مردم باور کنند که او ارتباطی با این جریان ندارد.
این که سردار جوان پاستوری می شود یا خیر، بایستی منتظر صحنه شطرنج سیاست و مهره چینی ها و حرکت های بعدی بود اما اقلا کاش هر کاندیدی که معرفی می شود، جریانی زعامتش را بر عهده بگیرد و مثل احمدی نژاد بعدها سر نخواستنش دعوا نباشد.

وحید خدادادی