#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

امروزه در کشورهای دموکراتیک بررسی انتخابات و حتی تصور آن بدون احزاب سیاسی امری نزدیک به محال است. اصولا ایجاد یک ساختار دموکراتیک بدون اعتنا به احزاب سیاسی با تردیدهای جدی روبروست.
با گذشت بیش از یک قرن از آشنایی و آمیختگی ما با نظام های سیاسی باز موضوع احزاب سیاسی، نحوه کارکرد آن و لزوم تشکیلاش با چالش های جدی روبروست.
اینک به دلیل نزدیکی به موسم انتخابات، واکاوی این موضوع بیش از پیش اهمیت پیدا می کند خصوصا از آن جهت که اخیرا شاهد تحرکاتی در بدنه احزاب و جریانات سیاسی و در میان رجال سیاسی کشور هستیم. سپهر سیاسی کشور اقلا در سه دهه اخیر محل تنازع دو جریان سیاسی موسوم به اصولگرایی و اصلاح طلبی بوده است و اصولا به جای احزاب، جریانات اداره قدرت را در دست داشته اند. در میان اصولگرایان به دلیل ماهیت ایدئولوژیکی خود نیازی به تقویت نهادهای مدنی و احزاب سیاسی نمی بینند و یک پایه رای ثابت در انتخابات و ضمانت عبور از فیلتر شورای نگهبان و دلایلی از این دست سوپاپ اطمینانی برای آنان فراهم کرده، هر چند در طول این دهه به تبعیت از جریان رقیب اقدام به انتشار لیست های انتخاباتی کردند. اما داستان جریان اصلاح طلبی به گونه ای متفاوت از رقیب سیاسی رقم می خورد. این جریان نیازمند اعتماد سازی، ساختار مندی و تلاش برای تقویت نهادهای مدنی است که متاسفانه چنین اولویت هایی در برنامه های آنان به گواه تاریخ جایی نداشته است.
یکی از بیماری های مزمن در رفتار سیاسی ما رفتارهای فصلی است. اکنون که چند صباحی بیشتر به انتخابات مجلس یازدهم نمانده، شاهد تحرکاتی در پایتخت و شهرستان ها هستیم که با تردیدهای جدی در بستر سیاسی جامعه و افکار عمومی روبروست. اخیرا در مطلب مربوط به بیانیه شورای اصلاح طلبان استان هم اشاره کردیم که از چنین رفتارهایی بوی انتخابات به مشام میرسد و در حقانیت و صداقت آنان مرددیم.
در چند روز اخیر و در راستای سیاست صدور فله ای مجوز برای احزاب و تشکل های سیاسی شاهد رشد قارچ گونه احزابی هستیم که عموما با عده ای محدود و نهایتا به تعداد انگشتان دو دست تشکیل می شود و به دلایلی چند از جمله روحیه جمع گریزی بایگانی می شود و در بهترین حالت به چندین حزب جدید انشعاب می یابد. وجود بیش از ۳۰۰ حزب و تشکل سیاسی در کشور نه به معنای رونق بازار دموکراسی که حاکی از اختلافات شدید در بدنه جریانات سیاسی و روحیه فردگرایی ما ایرانیان دارد. این احزاب عموما در بازه زمانی چند ماه های که به انتخابات باقی مانده با با نیتهای مختلفی از جمله خودی نشان دادن و در نهایت کسب قدرت وارد کارزار انتخابات می شوند و محصول عملکردشان نهادهایی من جمله مجلس و شوراهای اسلامی است که امروز شاهد آنیم.
در واقع احزاب سیاسی در ایران وارد یک سیکل معیوب شده اند! برای نمونه جریان اصلاح طلبی و شخصیت های موثر این جریان که در وادی ادعا گوش فلک را کر کرده اند و تنه به جان لاک و منتسکیو میزنند، در مرحله عمل خاموش، بی آزار و کارنامه شان در زمینه تبیین آرمان های اصلاح طلبی و تشریح مفاهیم شریفی چون آزادی، جامعه مدنی تقریبا صفر است.
از سویی این روزها شاهد تکثر آرا و نظرات میان این چهره های شاخص هستیم که نوعی پمپاژ ناامیدی و سر در گمی به جامعه است. هر چند تنوع فکری امری غیرمعقول نیست اما نقد و نظر میان چهره ها و جریان های درون جبهه اصلاح طلبان از آن جایی که با دقت و همه جانبه نگری صورت نمی گیرد به آفت تبدیل شده است.
اصلاح طلبان هنوز در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات به اجماع نرسیده اند، چه برسد به نحوه و نوع حضور! بهتر بود با فاصله گرفتن از رویکردهای فصلی و موسمی در همه این چهار دوره ای که شرایط برای فعالیت سیاسی تقریبا محیا بود در زمینه تاسیس حزبی فراگیر و ساختارمند که دارای پایه فکری و آرمان های همسو با نسل های جدید است، تلاش نمایند. تشکیل چنین تشکل های فراگیری به کادرسازی و تنوع شخصیت های سیاسی منجر میشد و غافلگیری بدنه دلواپس جامعه را به همراه داشت، و گرنه بی برنامگی و رفتارهای این روزهای رجال سیاسی این جریان که تشبیه به هر دم از این باغ بری میرسد، است نمی تواند راهگشای مناسب برای انتخابات پیش رو باشد و جالب آن که برخی از یک سال پیش دست ها را به نشانه تسلیم بالا برده اند و از هم اکنون رای به پیروزی اصولگرایان میدهند.