روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

مسئله انتقال پایتخت از تهران به شهری دیگر، موضوع جدید نیست. این بحث سالهاست که هر از گاهی مطرح میشود. این موضوع از جمله مسائل پر حاشیه و جنجال برانگیزی است که به رغم پیگیری های فراوان آن در دولت های مختلف، همچنان حل نشده باقی مانده و هیچ یک از دولت های بعد از انقلاب، عملاً نتوانستند آن را اجرا کنند.
هر چند گفته شد که مطالعاتی در مجالس نهم و دهم بر روی آن انجام شد، اما در مرحله عمل اتفاق قابل ملاحظه ای رخ نداد. اولین بار و در اواخر سال ۹۱ بود که طرحی تحت عنوان انتقال پایتخت اداری- سیاسی با هدف مواجهه با چالش های فعلی کلانشهر تهران توسط تعدادی از نمایندگان مجلس نوشته شد و طی آن چند مصوبه دولتی که با اعمال آنها قرار بود شبه انتقال از پایتخت اتفاق بیفتد نیز به اجرا درآمد.
در قالب این مصوبات که نمونه آخر آن در دولت دهم به تصویب رسید مقرر شده بود کارکنان تعدادی از دستگاه ها مستقر در تهران به شهرهای دیگر منتقل شوند و برای این مهاجرت معکوس، مشوق واگذاری زمین و مسکن و افزایش حقوق در نظر گرفته شد که خیلی زود با شکست
مواجه شد!
اما این روزها خبر می رسد قرارگاه خاتم الانبیاء اعلام کرده بدون دریافت هیچ پولی می تواند این کار را انجام دهد! این قرارگاه چند روز پیش در نامه ای رسمی به رییس جمهور از انتقال رایگان پایتخت که به یک اسباب کشی بزرگ می ماند، سخن گفته است. انتقال پایتخت کم چیزی نیست و انتقال آن در این برهه شائبه برانگیز بوده است.
ما امروز به تعبیر رییس جمهور در یک جنگ اقتصادی تمام عیار قرار داریم و یک سوپر بحران از قبل ناکارامدی برخی از مسئولان و تحریم های ظالمانه بر اقتصاد ما سایه افکنده است. از همین رو احساس میشود که اوضاع اقتصادی فعلی و حتی شرایط سیاسی ما در این مقطع خاص اجازه چنین جانمایی را نمی دهد. هر چند از انتقال رایگان سخن به میان آمده ولی آیا در مرحله عمل چنین ادعایی امکان تحقق دارد؟
گزاف نیست اگر بگوییم که تهران تقریبا مساوی با کل ایران است و اگر سر سوزنی در محاسبات این انتقال مشکلی پیش آید، عواقب جبران ناپذیری خواهد داشت. از سویی اگر قرار باشد چنین جانمایی رخ دهد، قطعا باید یکی از کلانشهرهای مرکز کشور مقصد بعدی باشد، در این صورت پرسش ابتدایی آن است که کدام یک از این شهرها ظرفیت تبدیل شدن به پایتخت را دارد و از زیر ساختهای لازم برخوردار است؟ از مهاجرت سالانه هزاران نفر به تهران گلایه می شود، اما مگر نه این است که اگر پایتخت به شهر دیگری منتقل شود، همین روند مهاجرت این بار به مقصد پایتخت جدید صورت خواهد گرفت؟! کنترل و ممانعت از مهاجرت به پایتخت نیازمند ایجاد فضای کسب و کار و امکانات در سایر شهرهاست و تا چنین نشود، آش همان است و کاسه همان!
نتیجه تجمیع ثروت و قدرت در تهران همین وضعیتی می شود که اکنون با آن مواجهیم. تمرکز بیش از حد مردم، ثروت، دانش و صنعت در تهران یک تهدید واقعی است، لذا اگر قرار بر جانمایی و انتقال باشد، باید دو شاخص بسیار مهم در راس سیاستگزاری در این رابطه باشد. موضوع اول انتقال آرام است و این مسئله چیزی نیست که بشود در یک بازه زمانی کوتاه قابل تحقق باشد، موضوع مهم دیگر دیگر انتقال تمام تهران است، میشود فقط بخش اداری و سیاسی پایتخت را منتقل کرد و اشتباه تهران را تکرار نکرد.
لزومی ندارد که همه منابع ثروت، قدرت توامان انتقال یابد. در بیشتر جاهای دنیا هم روال همین است که پایتخت سیاسی لزوما پایتخت اقتصادی نیست و در همین ترکیه با اینکه آنکارا پایتخت است، استانبول به عنوان مرکز تجاری و اقتصادی معرفی شده و در اکثر کشورهای اروپایی و حتی آمریکا هم اوضاع چنین است. واشنگتن صرفا مقر سردمداران آمریکایی است و قدرت اقتصادی این کشور را باید در نیویورک جستجو کرد.