#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

از ائتلافی سخن به میان آمده است که بعد از دوران کابوس وار محمود و دارودسته اش شکل گرفت و بانی امیدی تازه گردید. وعده های زیبایی مطرح شد و تلفیق اعتدالیون و اصلاح طلبان که با نماد بنفش خود را در عرصه انتخابات سال ۹۲ نشان داد، نوید بخش روزهای زیبایی بود که متاسفانه شکل نگرفت!
اصلاح طلبان برای عدم تکرار اشتباه سال ۸۴ که منجر به ظهور پدیده ای خارق العاده گردید، رای به کناره گیری عارف و حمایت کامل و جامع از شیخ اعتدال نمودند و جریان نوینی در ساحت سیاست ایران به نام اعتدال و امید شکل گرفت. اما در ادامه آن گونه که اصلاح طلبان پیش بینی کرده بودند، شرایط پیش نرفت و رفتار حسن روحانی و اطرافیان نزدیکش با جریان اصلاح طلبی به گونه ای پیش رفت که اصلاحات به داماد سرخانه مبدل شد و روند حذف اصلاح طلبان و اندیشه های اصلاح طلبانه آرام آرام پیش رفت.
درگیری دولت بر سر موضوع هسته ای با شش ابرقدرت جهانی این تلقی را در چهار سال اول ایجاد نمود که نبایستی چوب لای چرخ دولت گذاشت و حل و فصل مناقشه هسته ای بر هر موضوع دیگری اهمیت دارد. گذشت و به ۹۶ رسید و باز اصلاح طلبان سینه چاک کردند، از نامهربانی ها دم نزدند و بر سر حفظ این ائتلاف سنگ تمام گذاشتند، باز روحانی تکرار شد، برای دور دوم دو بهانه اصلی رد صلاحیت و رای حداقلی وجود نداشت. ۲۴ میلیون رای برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه کافی بود و معرفی کابینه دوازدهم نشان داد که روحانی عقبه اصولگرایی خود را فراموش نکرده و چندان علق های به آرمان های اصلاح طلبانه ندارد.
هر چند در بیان و ظاهر امر فریاد آزادی خواهی از پاستور طنین انداز بود، اما افعال آقای رییس جمهور و مردان همه کاره دولت از جمله واعظی و نوبخت حکایت از شرایط دیگری داشت. حتی جهانگیری هم که نامش به جهت دفاع جانانه از دولت و عملکردش در مناظرات انتخاباتی سر زبان ها بود، به تعبیر خود قدرت تغییر منشی خود را هم نداشت و باز با شرایطی این چنینی همچنان بخشی از بدنه اصلاح طلبان رای دیگری دارد.
آینده این ائتلاف محل بحث فعالان سیاسی و عقلای هر دو جریان فکری است. هنوز برخی در درون جریان اصلاح طلبی معتقدند که تا آخرین لحظات حضور روحانی در این کسوت باید از وی حمایت کرد! برخی نیز بر این باورند هر چه زودتر باید صیغه طلاق جاری شود!
دنیای سیاست، دنیای پیچیدهای است که وقوع هر اتفاقی در آن ممکن است. به هر میزان که به اسفندماه ۹۸ و انتخابات مجلس نزدیک میشویم به همان میزان جدال بر سر عاقبت این ائتلاف جدیتر می شود. موافقان باقی ماندن بر این پیوند معتقدند که جدایی حکم تقدیم دو دستی مجلس یازدهم به اصولگرایان را دارد! و از این دست ادله هایی که کم در آستین ندارند. اما باور ما همواره بر اصل منافع ملی و خواست مردم استوار بوده و لذا طرح سوالاتی برای اقناع افکار عمومی لازم و ضروری است. مگر نه این است که شاکله اصلی مجلس مستقر را فراکسیون امید تشکیل میدهد
ره اورد این ائتلاف و این در اکثریت بودن در طول این سه سال چه بوده است؟ باز باید سوال کرد که ثمره این شش سال حمایت و باقی ماندن در ائتلاف برای مردم به عنوان بزرگترین حامیان اصلاح طلبان چه بوده است؟ به هر میزان که جریان اعتدال مسیر کم محلی و بی اعتنایی طی می کند، اصلاح طلبان بیشتر از ادامه پیوند سخن می گویند! چرا حیثیت سیاسی بزرگان جریان اصلاح طلبی و پایگاه اجتماعی آنها بایستی فدای مصون ماندن امثال واعظی و نوبخت شود؟
جریان اصلاح طلبی جریان شناوری است که بر پایه منافع مردم شکل گرفته و لذا در هر برهه ای که احساس شود، پیوندی در جهت ضد این منافع قدم بر میدارد، محکوم به فناست. این جریان حتی زمانی که شعارهای دولت اصلاحات میسر نشد، رای به عبور از خاتمی داد، اما چون برنامه ای برای دوران بعد از عبور نداشت و در کادر سازی ضعیف عمل کرده بود، به بن بست سیاسی رسید. امروز وظیفه این جریان عمل بر اساس خواست مردم است، نه امیال شخصی و آینده سیاسی خود!
نارضایتی شدیدی در بستر سیاسی جامعه نسبت به عملکرد دولت مورد حمایت اصلاح طلبان وجود دارد و امیدی که عقیم ماند. اصلاحات نیازمند بازنویسی آرمان ها، برهم زدن ائتلاف، حفظ روحیه مطالبه گری و کادرسازی گسترده و به پای کار آوردن جوانان است.