#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

صفرهای کم رنگ روی چک پول های پنجاه هزار تومانی جدید حکایت از عزم جدی بانک مرکزی برای عملی کردن وعده حذف چهار صفر دارد!
ارزش پول ملی به عنوان یکی از شاخص های توسعه یافتگی اقتصادی کشورها به شمار می رود و متاسفانه از سال ۸۴ ارزش پول ملی ایران در حال ریزش است ، ریزشی مداوم!
این بار بانک مرکزی و شخص همتی عزم خود را جزم کرده و خبر از خانه تکانی با ریزش چهار صفر میدهد تا یک جا هم ریال به تومان بدل شود و هم پول ملی ایران تغییر ارزش یابد. به عبارت دیگر هزار تومان یا ۱۰ هزار ریال معادل یک تومان شود. در این صورت، یک دلار به قیاس ارزش امروز برابری می کند با ۱۰.۷ تومان.
طرحی جنجالی که از بدو مطرح شدنش موافقان و البته مخالفانی جدی داشته است. هر چند طرح های اقتصادی از این قبیل نمونه خارجی موفق و شکست خورده متعددی دارد، اما مخالفان معتقدند که دولت برای ورود به فاز اجرایی این طرح نوعی دستپاچگی از خود نشان می دهد!
برای درک بهتر مطلب خوب است تا نمونه های تاریخی چنین اقدامی برای افکار عمومی تبیین و تحلیل شود تا درک درستی چنین تصمیم بزرگ اقتصادی به دست آید.
کشور ترکیه ۲۰ سال قبل ۶ صفر را از واحد پولی خود حذف کرد و تجربه موفقی در این زمینه به حساب میآید. قبلاً یک میلیون لیر ترکیه برابر با خرید یک نوشابه بود یا استفاده از یک کورس تاکسی با یک و نیم میلیون لیر مقدور بود. همین موضوع هم رنجش ملی را به همراه داشت و هم برای مردم ترکیه واقعیت تلخ بی اعتباری پول ملی را یادآور می شد.
به جز همسایه مرزی در دور دست ها هم موارد مشابه کم نبوده و آلمان تجربه حذف ۱۴ صفر به صورت همزمان را دارد که موجب تقویت اعتبار این واحد پولی شد. البته این دو کشور همه داستان نیست و نمونه های ناموفق هم در این بین کم نبوده است.
در سال هایی که گذشته است آرژانتین ۴ بار، برزیل شش بار و ونزوئلا دوبار صفرهای اسکناس های خود را جارو کرده اند و در این حوزه جزو کشورهای رکورددار می باشند. در قاره سیاه اما، زیمباوه در سه مرحله ۲۵ صفر از پول خود برداشته است، مکزیک سه صفر، آذربایجان با دو صفر و یوگسلاوی با ۱۲ صفر این تجربه را از سر گذرانده اند و بولیوی و رومانی نیز مانند هلند این تجربه را در تاریخ کشورشان ثبت کرده اند.
حالا نوبت ایران است تا اسم خود را در این فهرست ثبت کند و دندان لق چهار صفر را بکند و سروسامانی به ارزش پول ملی خود بدهد. اما عمده نگرانی در این خصوص نبود زیر ساختهای لازم در این خصوص است.
در واقع اگر برنامه ریزی درستی در این خصوص صورت نگیرد حذف این چهار صفر به خودی خود نمی تواند هیچ کدام از متغیرهای اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد. آشکار است که کشور ما در سالهای اخیر به دلایلی چند گرفتار تورم، بیکاری و ورشکستگی صندوق های بازنشستگی است که هر کدام به تنهایی می تواند نفس اقتصادی را ببرد، خصوصا اگر آن اقتصاد آیتم وابستگی به نفت را یدک بکشد.
قبل تر اشتباه در نحوه اجرای قانون هدفمندی یارانه ها که توسط دولت گذشته صورت گرفت، مصائبی چند پیش روی اقتصاد ما قرار داده است که هنوز با گذشت بیش از یک دهه مجالی برای خلاصی از آن نیست. در واقع اقتصاد ایران آن قدر عظیم نیست که بتواند یک شوک اقتصادی بزرگ دیگر را تجربه نماید و انتقادها بیشتر از آن جهت است که هدف اجرای طرحی به این حساسیت که نیازمند سالها کار کارشناسی است، جنبه سرگرمی داشته باشد و زخم های کهنه را چرکین تر کند!
لذا احساس می شود دولت نبایستی در این فقره بی گدار به آب بزند که در نهایت آفتش دامنگیر مردم شود. و نیز نگرانی از بابت ایجاد شوک قیمتی و ایجاد توهم پولی است و لذا تنویر افکار عمومی قبل از وارد شدن به فاز اجرایی از ملزومات دیگر این طرح است. به نظر میرسد تصمیم نهایی برای اجرا گرفته شده و بایستی منتظر ماند و دید که آیا ایران جزو توفیق یافتگان در این زمره است یا عاقبتی همچون ونزوئلا و زیمباوه را انتظار می کشد!