چند روز پیش به نقل از مسیح مهاجری خبری منتشر شد که واقعیت های روز کشور بود و پیشنهادی داد که در نوع خود جالب و منطقی بود. او به کنایه گفته که مسئولان اگر حرف نزنند، گویی فعل حرام مرتکب شده اند! و اینکه برخی از مسئولان مردم را هالو فرض کرده اند! هر دوی این کنایه ها پربیراه نیست و واقعیت های تلخ بازار مکاره سیاست و اقتصاد در کشور است.
در این یکی دو روز که اخبار مربوط به حوزه اقتصادی را از زبان رزم حسینی، وزیر صمت دنبال می کردیم، ناخوداگاه آن چه مهاجری گفته در افکارمان تداعی میشد. وزیر محترم گویی روحیات طنزپردازی و طنزگویی دارد و در اظهار نظری که زبانمان را از تعجب وا گذاشته بود، مدعی شده که مشکلی از بابت تامین کالاهای اساسی مردم در بازار وجود ندارد! این عزیز یا با ما و شهروندان شوخی دارد یا در کشور دیگری به امر وزارت مشغول است. چون آن چه ما در بازار می بینیم ۱۸۰ درجه با آن چیزی که وزیر مدعی آن است، تفاوت دارد.
کمتر روزی است که در تبریز خودمان صفوف بهم پیوسته و طولانی خرید روغن را در اخبار روزانه نبینیم! اگر کمبودی در بازار وجود ندارد، دلیل تشکیل صف هایی از این دست چیست؟ این روزها همراه داشتن چند حلب روغن نباتی که تازه در مورد سلامت تولید آن حرف و حدیث کم نیست، آرزویی در حد رویا و تحقق آن شما را جزو طبقه مرفه جامعه جا خواهد زد. داستان کمبود مواد غذایی و کالاهای اساسی صرفا در فقره روغن جامد خلاصه نمی شود و مدت مدیدی است که مرغ و تخم مرغ و خرید آن یکی از مشکلات روزمره مردم بینوا است.
یافتن کالاهای اساسی از جمله این چند فقره، مثل پیدا کردن سوزن در انبار کاه است و مثل بنزین و دلار دو نرخی شده اند. قیمت دولتی تحم مرغ هر کیلوگرم ۱۷۵۰۰ تومان است، البته اگر پیدا کنید. نرخ آزاد آن بین ۲۴ تا ۲۶ هزار تومان در نوسان است. مرغ هم سرنوشت مشابه تخم مرغ و روغن جامد دارد و هر از گاهی برای یکی دو روز در بازار نایاب می شود و مجددا با قیمت جدید یکی دو هفته تامین می شود.
در اظهار نظری دیگر در همان گفتگو جنابشان اظهار داشته که مردم از بابت تامین کالای شب عید نگرانی نداشته باشند. چون معمولا گفته های مسئولین برعکس در می آید و احتمال نایاب شدن اجناس شب عید وجود دارد، به محض انتشار خبر، مردم دست به دعا می شوند. از این رو بهتر بود وزیر محترم قبل از اظهار نظر سری به بازار بزنند و وضعیت موجود را ارزیابی کنند و به گزارش های الکی اطرافیان و زیر دستانشان بسنده نکنند. مگر می شود که بین گفته های مسئولان یک کشور با واقعیت های موجود این قدر فاصله وجود داشته باشد.
وزیر صمت:قیمت مرغ تا چند روز آینده متعادل می شود،
وزیر صمت: در تامین کالاهای اساسی مردم مشکل نداریم،
وزیر صمت: مردم نگرانی از بابت تامین مایحتاج شب عید نداشته باشند و …
احتمالا این ادعاها مربوط به وزیر صمت کشوری به جز ایران است یا ما در کشوری به جز ایران زندگی می کنیم؟! هر کدام از این دو مورد که درست باشد، مهم نیست ولی این که این اظهارات در مورد بازار ایران درست باشد، ابدا چنین نیست. ما افتان و خیز پیش می رویم تا ببینیم در آینده چه پیش خواهد آمد و چشممان به مذاکرات آینده و تحقق برجام است و تا تحقق این مهم یکی به نعل یکی به میخ می گذرانیم، این واقعیت اقتصاد ایران است و بقیه ادعاها یک شوخی تلخ است، همین!