روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

بازار سرمایه از جمله بخش های مهم اقتصادی هر کشوری است و می تواند در صورت تحقق پیش نیازها و بسترهای لازم، کارکردهای مناسبی در عرصه اقتصاد ملی داشته باشد. در کشور ما سه بازیگر اصلی اقتصاد یعنی دولت، بخش خصوصی و بخش تعاون هر کدام با سلایق و برنامه های مختلف سعی در ایفای نقش
داشته اند و البته نقش دولت به عنوان ابر سهامدار این عرصه چشمگیرتر از سایر بازیگران بوده است.
بحران اقتصادی و تورم این روزها بیداد میکند و بازارهای مختلف از اقلام مصرفی گرفته تا خودرو، ارز، سکه و طلا و … چنان می شتابند که برای بازگشت به قیمت های یک سال قبل باید اقلا چهار پنج صفر از پول ملی حذف شود. اقتصاد نفتی ما که قرار بود طبق اعلام رییس جمهور گشایش شود!
این روزها به دلیل تحریم ها عاجز از فروش نفت است و همین امر نوعی برگ تاییدیه برای دولت است تا در سال آخر مسئولیتش در دل اقتصاد به هر حیله رهی کند تا بتواند از عهده جبران کسری بودجه بر آید. اما در کنار تحریم، برخی موضوعات اساسی وجود دارد که بدبختی اقتصاد ما را تسریع کرده و کمتر به آن پرداخته می شود.
اقتصاد ما قطع به یقین پایه علمی ندارد و با وجود ورود مفاهیمی مانند بورس، مالیات و بازار سرمایه در طی نزدیک به ۶۰ سال اخیر هنوز درک درستی از این مفاهیم عرضه و قابل درک برای عموم نشده است. از طرفی
سیاست های اشتباه این دو دهه کشور را با چالش بزرگی به نام رشد بی حد و حصر نقدینگی مواجه کرده است. این روزها این حجم سرسام آور نقدینگی موجود در میان طبقات مختلف مردم آفت های بزرگی به دنبال داشته است. در روزهای گذشته اشاره کردیم که تا دولت قصد بازار خاصی را میکند و از در سامان بخشیدن به آن بر میآید، آن حوزه خانه خراب میشود. این مسئله وجه مخالفی هم دارد، این حجم نقدینگی که بدون درک صحیح از اقتصاد و سیاست های مالی و بازار سرمایه در حال گردش است، به هر حوزهای که هجوم آورده، تورم افسار گسیخته به دنبال داشته است.
در دهه های قبلی بازار مسکن عمده مقصد این سرمایه های سردرگم بود و امروز دیگر نه تنها بازار مسکن که خودرو و طلا و ارز و سکه هم از این هجوم در امان نمانده است. آماری که از تعداد ثبت نام کنندگان در بورس و میزان سرمایه در گردش آن توسط نهادهای ذیربط منتشر شده، واقعا نگران کننده است. در واقع ما با وضعیتی دست به گریبانیم که حجم قابل توجهی از نقدینگی سردرگم در اقتصاد کشور وجود دارد که دست به دست دولت، نه تنها اجازه رشد اقتصادی را نمی دهد، بلکه در مواردی برخی از بازارها را به خاک سیاه نشانده است. این نقدینگی به امواج سهمگین یک دریای خروشان می ماند که بدون هدف خود را به این ور آن ور میکوبد تا راهی برای نفوذ پیدا کند.
بخشی از این نقدینگی به جهت نبود امنیت اقتصادی و در جهت حفظ ارزش آن در حال تکاپو است ولی بخش قابل توجهی از آن در راستای منفعت طلبی بیشتر توسط افرادی صورت می گیرد که از اقتصاد فقط پولش را دارند و اگر دولت با ایجاد شرایط حبابی و ناخنک زدن بورس را خاکستر نشین کرده، نباید از انصاف گذشت که ناآگاهی و منفطت طلبی برخی از این نقدینگی های موجود در دست مردم هم در این خاکستر نشینی بی تقصیر نبوده است. گاها احساس میشود میزان دلار موجود در گاوصندوق مردم ایران چندان فاصله ای با رقم موجود در خزانه داری آمریکا ندارد و این یک خطر بزرگ برای هر اقتصادی است به خصوص اقتصاد بی دروپیکر ما! اگر قرار است تصمیمی در رابطه با جراحی اقتصادی صورت گیرد، یکی از این تصمیمات باید ایجاد یک کانال مطمئن و علمی برای این پول های سرگردان است.